{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهيد مطهّری مي گويد:

شهيد مطهّری مي گويد:
من از آقای حاج ميرزا علي شيرازي اين مرد بزرگ داستانها دارم از جمله رويايی است كه نقل مي كنم: ايشان يك روزضمن درس در حالی كه دانه های اشكشان بر محاسن سفيدشان مي چكيد اين خواب را نقل كرده و فرمودند: در خواب ديدم مرگم فرا رسيده است مردن را همان طوری كه براي ما توصيف شده است در خواب يافتم خويشتن را جدا از بدنم می ديدم و ملاحظه می كردم كه بدن مرا به قبرستان برای دفن حمل می كنند. مرا به گورستان بردند و دفن كردند و رفتند من تنها ماندم و نگران كه چه بر سر من خواهد آمد؟ ناگهان سگی سفيد وارد قبر من شد در همان حال احساس كردم كه اين سگ تند خويی من است كه تجسّم يافته و به سراغ من آمده است مضطرب بودم كه حضرت سيدالشهداء (ع) تشريف آوردند و به من فرمودند: غصه نخور من آن را از تو دور می كنم.

📚 عدل الهي ص250- كتاب داستان های شگفت انگيزي از عالم برزخ ص 63
.
#شهید_مطهری#عدل_الهی#داستان
دیدگاه ها (۴)

☘️ فرزند مرحوم حاج شيخ عباس قمى، مرحوم حاج ميرزا على آقا محد...

‌☫﷽☫روز شمار عیدالله الاکبر ۱۵روز تاغدیر‌‌ ↬✿◆🔅 ◆✿↫ « ...

سلام حضرت خورشید.. حاکم نیشابوری شافعی از علمای طراز اول اهل...

خاک حسین در دست پیامبر (ص )در روایت اهل سنت و شیعه مستندا نق...

داستان جوان گنهکار و مادرش

حجت خدا بر تمام خلق مقداد بن اسود نقل می کند : مولایم امیرال...

عذاب را از این قبرستان برداریدعلامه نوری نوشته: مردی صالح بو...

الوعده «وفا».امام رضا سلام الله علیه:هر کس مرا در ديار غربت ...

داستان تابوت مرد عاصی و غبار کربلامرحوم تاج الدّین حسن سلطان...

علامه نوری نوشته: مردی صالح بود که همیشه در اندیشه آخرت شبها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط