{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قهر کرده اید انگار؟!

قهر کرده اید انگار؟!
درست میگویم؟؟...
حاجی دیگر نمیخندی...چخ شده ان لبخندهای دائمیت؟؟
حاجی انطور که در خودت فرو رفته ای دلم غصه اش میشود...سرت را بالا بگیر...
به چه می اندیشی؟از چه دلگیری؟
راستی حاجی جون قبلنا یه عده ای میگفتن:
شماها رفتید بجنگید که چی بشه؟خودتون خواستید و خودتون شهید شدین
میبایست نرین!!...
اون موقعه جبهه میگرفتم و جوابشونو میدادم...
حالا خودمونیم حاجی..
بینی و بین الله رفتی که چی بشه؟
رفتی که آزادی داشته باشیم؟
رفتی تا عده ای روز به روز مانتوهاشون تنگ تر بشه؟یا روسریاشون باریک تر و نازک تر؟
رفتی ماه محرمی هم پارتی بگیرن و جشن های انچنانی؟
رفتی تا یه عده دختر و پسر بهم که میرسن دست بدن و اگه ندن بهم بگن عقب مونده؟
حاجی جون جای پلاکت این روزا نیستی ببینی ...
جای شلوار خاکی به پات...
شلوارای پاره پوره و چاک چاک...
جای پیراهن ساده ی مردانه ات...
پسرامون زیر ابرو بر میدارن...
دخترامون...
اوضاعی شده دیدنی...
پارک ها وسینماها ...
پاساژ ها شدن سالن مد!ودوست من میشی؟!...
حاجی تو رفتی که خودت رو پیدا کنی و خداتو...
اینا موندن و دارن خودشون رو گم میکنن
دیدگاه ها (۲۳)

Novel panleo ♡ #part⁶¹ ♡『 paniz 』نگاهی به آینه‌‌ی آسانسور کر...

پارت: 23 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت هشت صبح، راهروی دبیرس...

قهر کرده اید انگار ؟ درست نمیگویم؟حاجی دیگر نمیخندی ...! چه ...

قهر کرده اید انگار ؟ درست نمیگویم؟ حاجی دیگر نمیخندی ...! ...

قهر کرده اید انگار ؟ درست نمیگویم؟ حاجی دیگر نمیخندی ...! چ...

حاجی آنطور درخودت رفته ای دلم غصه اش میشود ...سرت را بالا بگ...

قهر کرده اید انگار ؟ درست نمیگویم؟ حاجی دیگر نمیخندی ...! چه...

حاجی اخویی اری تو رو به امام حسین سرت را پایین بنداز براد...

راستی حاجی قبلنا عده ای میگفتند شما رفتید بجنگید که چی بشهخو...

راستی حاجی قبلنا عده ای میگفتند شما رفتید بجنگید که چی بشهخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط