{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم ای دل، نروی؟

گفتم ای دل، نروی؟
خار شوی، زار شوی
بر سرِ آن دار شوی
بی بَر و بی بار شوی

نکند دام نهد؟
خام شوی، رام شوی؟
نپَری جلد شوی،
بی پر و بی بال شوی؟

نکند جام دهد؟
کام دهد، ازلب خود وام دهد؟
در برت ساز زند، رقص کند،
کافر و بی عار شوی؟

نکند مست شوی
فارغ از این هست شوی؟
بعد آن کور شوی،
کر شوی، شاعر و بیمار شوی؟

نکُنَد دل نکَنی،
دل بکَنَد،
بهرِ تو دِل دِل نَکُنَد؟
برود در بر یار دگری
صبح که بیدار شوی!
دیدگاه ها (۱)

رحل لب‌های تو امروز اگر باز شودآیه‌ی بوسه تلاوت کنم از سوره‌...

حفظ کن فاصله را تا به تو عادت نکنمبه زن توی غزلهات حسادت نکن...

حرف است فراوان و دگر حوصله ای نیست ازبغضِ عمیقِ به گلویم گِل...

هرگز گمان مبرز خیال تو غافلمگر مانده ام خموشخدا داند و دلم

نکند دام نهد  رام شوینکند جام دهد  مست شوینکند دل بکند   دل ...

گفتم ای دل، نروی؟ خار شوی، زار شوی ...

گفتم ای دل، نروی؟       خار شوی، زار شوی                بر س...

. گفتم ای دل، نروی؟خار شوی، زار شویبر سرِ آن دار شویبی بَر و...

گفتم ای دل، نروی؟ خار شوی، زار شوی بر س...

گفتم ای دل، نروی؟ خار شوی، زار شوی بر س...

گفتم: ای دل، نروی؟خار شوی، زار شویبر سرِ آن دار شویبی بَر و ...

گفتم ای دل، نروی؟ خار شوی، زار شوی ...

گفتم ای دل، نروی؟ خار شوی، زار شوی بر س...

گفتم ای #دل ، نروی؟خار شوی، زار شویبر سرِ آن دار شوی بی بَر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط