{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم ای دل، نروی؟خار شوی، زار شوی

گفتم ای دل، نروی؟خار شوی، زار شوی
بر سرِ آن دار شوی بی بَر و بی بار شوی
نکند دام نهد؟خام شوی، رام شوی؟
نپَری جلد شوی،بی پر و بی بال شوی؟
نکند جام دهد؟کام دهد، ازلب خود وام دهد؟
در برت ساز زند، رقص کند،کافر و بی عار شوی؟
نکند مست شوی؟فارغ از این هست شوی؟
بعد آن کور شوی،کر شوی، شاعر و بیمار شوی؟
نکُنَد دل نکَنی،دل بکَنَد،بهرِ تو دِل دِل نَکُنَد؟
برود در بر یار دگری،صبح که بیدار شوی؟؟!
دیدگاه ها (۱۱)

اسیر و عاشقم زارم، گرفتارم، گرفتارمبه گیسویت، به بازویت، به ...

در آسمان تو بودن چه عالمی داردزمین نیا که در آن هر کسی غمی د...

می توانم برایت شعری بگویماز تمام حرفهایی که نمی زنماز جاده ه...

از کسی که هیچ غیر از غم ندارد بگذریدزیستش جز مرگ چیزی کم ندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط