هرگزنقش توازلوح دل و جان نرود هرگزازیاد
هرگزنقش توازلوح دل و جان نرود هرگزازیادمن آن سرو خرامان نرود از دماغ من سرگشته خیال دهنت بجفای فلک و غصهء دوران نرود در ازل بست دلم باسر زلفت پیوند تا ابد سرنکشد وز سر پیمان نرود هرچه جز بار غمت بردل مسکین منست برود از دل من وز دل من آن نرود آنچنان مهر توام در دل و جان جای گرفت که اگرسربرود ازدل و از جان نرود گر رود از پی خوبان دل من معذورست درد دارد چه کندکز پی درمان نرود؟ هرکه خواهدکه چوحافظ نشودسرگردان 'دل بخوبان بدهد وز پی ایشان نرود
- ۲.۴k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط