من ابتدا فکر می‌کردم که #مملکت #وزیر_دانا می‌خواهد ؛

من ابتدا فکر می‌کردم که #مملکت #وزیر_دانا می‌خواهد ؛
و مدتی بعد به این نتیجه رسیدم که مملکت #شاه_دانا می‌خواهد ؛
اما اکنون می‌فهمم که مملکت #ملت_دانا می‌خواهد !
#امیرکبیر
https://telegram.me/harameyn14
دیدگاه ها (۲)

وقتی چیزی من را رنج میداد، در مورد آن با هیچ کسی حرف نمی‌زدم...

آخرش به این نتیجه رسیدم که خواستی بمونی ، بمون ما اصرار زیاد...

مقاله مهم نشریه رسپانسیبل استیت‌کرفت با این تیتر:«آیا قرار ب...

من خیلی بااحتیاط زندگی می‌کردم،فکر می‌کردم کسی دارد نگاهم می...

وقتی به تو فکر می‌کنمتازه می‌فهمم چقدر بسیارم منبه این‌همه ا...

به خدا گفتم: «منو نجات بده...»اولین کاری که کرد، این بود که ...

اینقدر وزارت خارجه داره به این مملکت آسیب می زنه , که اگه من...

–می‌گویی عشقم را پنهـٰان کنم؟!پس با این چشمـٰانی که تو را ف...

کافه گفتگو؛ ارزان راه نیفتاده، «اقتصادی» طراحی شده است

فکر کنم سخت‌ترین قسمتِ رفتن از تو، خودِ رفتن نیست؛ اینه که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط