فکر کنم سختترین قسمتِ رفتن
فکر کنم سختترین قسمتِ رفتن
از تو، خودِ رفتن نیست؛ اینه
که باید با تمام
احساسی که هنوز توی دلم زندهست،
قبول کنم این
قصه دیگه جایی برای ادامه نداره.
شاید خیلی وقتها خودمو مقصر
دونستم، شاید زخمهایی که
از تو و از خودم مونده، باعث شد فکر
کنم هر اتفاق بدی حتماً از
من شروع شده؛ ولی الان میفهمم
بعضی پایانها تقصیر
هیچکس نیستن. من هنوز
دلم میخواد
صدات کنم، هنوز هزار
حرف نگفته دارم، هنوز قلبم با عقلِ
من سرِ
این جدایی کنار نیومده؛
فقط دیگه میدونم دوست داشتن، همیشه
دلیل کافی برای موندن نیست.
پس اگر روزی از خودت پرسیدی چرا
اینقدر توی سکوت تمومش
کردم، بدون تمام اون
سکوت ها، جنگِ
آدمی بود که احساسش
میخواست بمونه ولی عقلش میدونست
باید تمومش کنه.
بهارنارنج من"
از تو، خودِ رفتن نیست؛ اینه
که باید با تمام
احساسی که هنوز توی دلم زندهست،
قبول کنم این
قصه دیگه جایی برای ادامه نداره.
شاید خیلی وقتها خودمو مقصر
دونستم، شاید زخمهایی که
از تو و از خودم مونده، باعث شد فکر
کنم هر اتفاق بدی حتماً از
من شروع شده؛ ولی الان میفهمم
بعضی پایانها تقصیر
هیچکس نیستن. من هنوز
دلم میخواد
صدات کنم، هنوز هزار
حرف نگفته دارم، هنوز قلبم با عقلِ
من سرِ
این جدایی کنار نیومده؛
فقط دیگه میدونم دوست داشتن، همیشه
دلیل کافی برای موندن نیست.
پس اگر روزی از خودت پرسیدی چرا
اینقدر توی سکوت تمومش
کردم، بدون تمام اون
سکوت ها، جنگِ
آدمی بود که احساسش
میخواست بمونه ولی عقلش میدونست
باید تمومش کنه.
بهارنارنج من"
- ۱۲.۸k
- ۱۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط