ای حسین! در کربلا ، تو یکایک شهدا را در آغوش می‌کشیدی، می

ای حسین! در کربلا ، تو یکایک شهدا را در آغوش می‌کشیدی، می‌بوسیدی، وداع می‌کردی. آیا ممکن است هنگامی که من نیز به خاک و خون خود می‌غلتم؛ تو دست مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذاری و عطش عشق مرا به تو و به خدای تو سیراب کنی؟ از این دنیای دون می‌گریزم.

ای حسین! در کربلا ، تو یکایک شهدا را در آغوش می‌کشیدی، می‌بوسیدی، وداع می‌کردی. آیا ممکن است هنگامی که من نیز به خاک و خون خود می‌غلتم؛ تو دست مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذاری و عطش عشق مرا به تو و به خدای تو سیراب کنی؟ از این دنیای دون می‌گریزم.

اللّهُم عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ الفَرج🌱
دیدگاه ها (۱)

� تا حالا به تشنگی علی‌اصغر (ع) از نگاه علم پزشکی فکر کردی؟🥀...

الا ان لله ما فی السماوات والارض«آگاه باشید! هر چه در آسمان ...

با خارها راهش را میبندم: شباهت ضلالت کوماری و بهائیت

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

✨️🇮🇷#کلام_شهید «ای حسین! درکربلا، تو یکایک شهدا را در آغوش ...

ای حسیـن!در کربلا، تو یکایک شهدا را در آغوش می کشیدی ، می ‌ب...

ای حسیندردمندم، دلشکسته‎امو احساس می‎کنم کهجز تو و راه تو دا...

دل نوشته های شهید دکتر چمران ای حسین دردمندم دلشکسته ام واحس...

دل نوشته های شهید دکتر چمران ای حسین دردمندم دلشکسته ام واحس...

قسمتی از یک دلنوشته شهید دکتر مصطفی چمــرانای  #حسین!در ڪربل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط