{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برگ ریزانم ؛ بهارم را به یغما برده اند

برگ ریزانم ؛ بهارم را به یغما برده اند
بادها صبر و قرارم را به یغما برده اند

حال پاییز من از شور زمستان ، بدتر است
باغ پر بار انارم را به یغما برده اند

سال ها چنگیز ها با اسب های یکه تاز
خانه ام ...ایلم... تبارم را به یغما برده اند

مثل انسان نخستینم ولی آواره تر
سیل ها دیوار غارم را به یغما برده اند

چشم هایم را می آویزم به در، دیوانه وار
میخ ها دار و ندارم را به یغما برده اند

در دل انگشت هایم شور شادی مُرده است
تار تب دار ِ سه تارم را به یغما برده اند

جار می زد دوره گردی کوچه های شهر را
آی مردم ! روزگارم را به یغما برده اند...
دیدگاه ها (۱)

هر شب به تو با عشق و طرب می‌گذردبر من زغمت به تاب و تب می‌گذ...

زخم بیهوده مزن سینه ام از قلب تهی است من دگرسنگ شدم دل من ا...

ڪودڪان دیوانـــہ ام خوانند و پیران ساحرممن ٺفرجگاه ارواح پری...

قدر‌نشناس ِ عزیزم، نیمه ی من نیستیقلبمی اما سزاوار تپیدن نیس...

برگ ریزانم ؛ بهارم را به یغما برده اندبادها صبر و قرارم را ب...

برگ ریزانم ؛ بهارم را به یغما برده اند بادها صبر و قرارم را ...

‌#برگ ریزانم ؛ بهارم را به یغما برده اندبادها صبر و قرارم را...

اگر قرار باشد پاییز را در یک تصویر خلاصه کنم، تویی که با لبخ...

همه باغ دلم!!!! آثار خزان دارد!!

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

پاکسازی پوست فقط همین😂😂

جاده شمال، بارون و یه دلِ بی‌عجله… 🌧️🌿☕️همین یعنی حالِ خوب!❤...

آدمی رو انتخاب کنید؛که خوب بودن رو بهتون یاد بده،حتی اگه شما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط