هوای شعر و ترنم ، هوای پیرهنت

هوای شعر و ترنم ، هوای پیرهنت
هزار واژه غزل ، ماجرای پیرهنت

مرا ببخش ، حواسم به شاعری پرت است
اگر همیشه گمم در فضای پیرهنت

بخند و کشف تنت را به دست من بسپار
فقط اشاره بکن...از کجای پیرهنت...؟!
.
سپس برهنگی ات را به من اجازه بده
که دکمه دکمه بمیرم برای پیرهنت

سیاه مست تر از من ندیده ای امشب
غریب ، در به درِ کوچه های پیرهنت

تو در زنانه ترین شکل ممکنی با من
تویی عزیزترینم ، فدای پیرهنت

ترانه خوان نَفَسم را به بند آوردی
همان زمان که مرا ، تنگ...جایِ پیرهنت...
*
*
*
گذشته است شب از لحظه های ملتهبش
مرا به خواب ببر با صدای پیرهنت

#مهردادبیدرانی
.
.
دیدگاه ها (۱)

صدای پای تو در گوش کوچه ها جاری ستو گریه آخر این ماجرای تکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط