از چه رو تلـخ تر از آئـیـنه ها خنــدانیـم ؟

از چه رو تلـخ تر از آئـیـنه ها خنــدانیـم ؟


بی تکاپو پی یک لقمـه ی نان حیرانیـم؟


گویـی از آمـدن فصـــل خــزان پردردیــم


بی سبـب منتـظر یک هیجـان میگـردیم


در پی همـهمــه ی مبــهم و تکـراری باد


از طـنیــن  پـر پــرواز پــرســـتو نـاشــاد


در پی دســت دگـــر تا کـه بـه یـاری آیـد


یا که یک مـعـجــــزه از سـوی نـگاری آیـد


اخم ها در هم و سرها به گریبان و خموش


کمی از باده ی این جام پر از عشق بنوش


کاش ای کاش ملامـــت نشــوند آیـنــه ها


کاش بیـهــوده نگـردیم پـی فـاصــلــه ها


کاش قدری به خود آییم و سبک بال رویم


کاش مهمان شب و شعله و مهتاب شویم
دیدگاه ها (۵)

یاد تو .....نیمه شب آواره و بی حس و حالدر سرم سودای جامی بی ...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ا...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی ز...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ا...

نیمه شب آواره و بی حس وحالدر سرم سودای جامی بی زوالپرسه ای آ...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ا...

نیمه شب ، آواره و بی حس حال در سرم سودای عشقی بی زو...

نیمه شب آواره و بی حس و حال        در سرم سودای جامی بی زوال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط