{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کیستم من دردمند ناتوانی

کیستم من دردمند ناتوانی
اسیری ، خسته ای ، افسرده جانی
تذروی آِشیان بر باد رفته
به دام افتاده ای از یاد رفته
دلم بیمار و لب خاموش و رخ زرد
همه سوز و همه داغ و همه درد
بود آسان علاج درد بیمار
چو دل بیمار شد مشکل شود کار
نه دمسازی که با وی راز بگویم
نه یاری تا غم دل باز گویم
درین محفل چو من حسرت کشی نیست
به سوز سینه من آتشی نیست …!
دیدگاه ها (۵)

به شاخ گل نه بر سرو چمن پبچیده امشاخه تاکم بگرد خویشتن پیچید...

هرچند که در کوی   تو مسکین و فقیریمرخشنده و بخشنده چو خورشید...

من از روزی که دلبستم به چشمان تو میدیدمکه چشمان تو می افتند ...

افسوس زندگی جز غم ثمر نداشتوین روزهای عمر کم پیچ و خم نداشتد...

کیستم من دردمند ناتوانیاسیری ، خسته ای ، افسرده جانیتذروی آِ...

ملک را گر نظر بر قد آن سرو روان افتد ...

از یاد رفته ام...

خدایا یاری ام گردان ای یاور مظلومان...

همچو من وصل تو را هیچ سزاواری هست؟یا چو من هجر تو را هیچ گرف...

همچو من وصل تو را هیچ سزاواری هست؟یا چو من هجر تو را هیچ گرف...

کم شده شوهر نمی آید به آسانی به دستدختر تنها چه گویم بیش، از...

شب و روز مونس من غم آن نگار باداسر من بر آستان سر کوی یار با...

هفته ها تلخ شدن یار کجاست؟طعم شیرین عسل وار کجاست؟هفته ای من...

شعر فراق امام زمان(عج) هفته ها تلخ شدن یار کجاست؟ طعم شیرین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط