{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴۶

پارت ۴۶
#مهدیس
۲ ساعت بعد
بلخره رسیدیم هوف خدا
محراب.خب ببینید ۳ تا چادر بزنیم
ارسلان. خب با اینک گرگ اینجا هست باید دخترها با پسر ها بخوابند
د. عیش
پ‌. خب منو ممد یک چادر
ع. منو رضام هم یک چادر
ر. قربون رضام گفتند شم
م. عیش سینگل اینجاس
محراب. کی میخاد تورو بگیره
م. نکه کسی دوست داره زن ت بشه
محراب . اره خیلیا آرزوشون هست مثل مهشاد
م‌ اه گمشو باو
خیلی ناراحت شدم محراب کف مهشاد
بره گمشه پسر حمال
وای من چم شده
ممد. خب دیانا و ارسلان و محراب و مهدیس هم یک چادر
م‌. کی میاد بریم بگردیم؟
د. من
ممد. من و پانیذ
ع. من نمیام رضا هم نمیاد.
ا. منم نمیام حال ندارم
محراب. منم نمیام
م. اوکی
با پانیذ و دیانا و ممد رفتیم
دیدگاه ها (۶)

پارت ۲۴ #رضا شام خوردیم رفتیم خونه پانیذ چون ۱ ماشین داشتیم ...

محرادیس:)#محراب #محراب_احمدی #محراشاد #مهشاد #مهسا_امینی #وی...

آروم‌دل:))#محراب #محراب_احمدی #محراشاد #مهشاد #مهسا_امینی #و...

پارت ۳۱ #عسلبچه ها نگه داشتن ماهم نگه داشتیم محراب. بریم غذ...

پارت ۱۷#پانیذهرچی به دیانا زنگ میزدیم خاموش بود مهدیس بلند ش...

من‌عاشقش‌شدم:))#محراب #محراب_احمدی #محراشاد #مهشاد #مهسا_امی...

پارت ۴۷ #دیانا با بچه ها رفتیم ممد. بچه ها برگردیم ؟ زیادی د...

پارت ۳۶#دیانا با ارسلان و عسل رفتیم سمت دریا خیلی ناراحت بود...

فصل دوم پارت ۸۹۲ ماه بعد ....#دیانا ارسلان ازم خاستگاری کرده...

فصل دوم پارت ۸۱#دیانا د. ارسلان بریم تهران ا. ن د. چلا ا. آخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط