{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part1....

گوشی‌م‌:رینگ رینگ
دم:مین‌هوووووو بیدار شو
م: بلندگو خوردی سر صبحی
دم:بدو صبحونه بخور من میرم.
م:کجا؟
دم:قراره برم مساحبه کاری بدم برای بازیگری
م: آها اوک موفق نباشی
دم:بیشور خدا‌فس
م: خدافس
...........سر کار...‌.‌‌.‌........
م:سلام روز بخیر
س‌ش:سلام بفرماید
م: ممنونم خدانگهدار.
.........
ه:سلام منشی مین‌هوو‌
م:سلام هنوز‌نیومده‌؟
ه: نه خیالتون راحت
م:اه خداروشکر«رینگ رینگ»ببخشید.
°م:الو؟°
^ج:منشی مین‌هوو من تا ده دقیقه میرسم شرکت براتون نوشتم که چی نیاز دارم ساندویچم قهوم و...^
°اه‌هه سلام چشم حتما°
^گذاشتمش رو میزت^
°اع‌الو.....-بوق بوق-°
ه:انگار سرتون شلوغه من دیگه میرم.
..........
پ‌خ:سلام‌ چی میل دارید؟
م:سلام من یه ساندویچ بوقلمون بدون پیاز لطفاً بدون پیاز باشه.
پ‌خ:چ...چشم حتما
م:و‌ یه قهوه امریکانو لطفاً.
پ‌خ: چشم حتما میشه....‌‌50وون.
م: چقدر گرون بفرمایید.
پ‌خ:ممنون رمز؟
م:‌2588
پ‌خ:بفرمایید
م:ممنونم روز خوبی م‍......می‌چ‍....ا داشته باشید.پ‌خ:ممنونم‌خدانگهدار
.....‌.‌‌.....سر‌شرکت.......‌.‌...‌
م:روز بخیر
م:سلام روز بخیر
م: سریع غداشو آماده کردم گذاشتم رو میز
م:یک..دو..سه.. سلام قربان
ج:کارایی که گفتم انجامش داید
م:ب..
ج: قهوه آمریکانو؟
م:بله
ج:ساندویچ بوقلمون؟
م: بله..اع ببخشید میشه حقوقمو بدید؟
ج:بدون پیاز؟
م:چی؟
ج: ساندویچ بدون پیاز؟
م:اع...بله
م:فقط حقو‌...‌«درو‌بست»
.......... چند‌دقیقه‌بعد..........
ج:منشی مین هووووووو
م:یاخدا چی شد
م:ب.....له
ج:قرار بود تو ساندویچ چی باشه
م: بوقلمون بدون پیاز
ج:و این چیه؟
م:«من که گفتم پیاز نزارن»وَ.....ولی من بهشون گفتم که پیاز نزارن.
ج: ساندویچُ انداخت تو سطل زباله
م:«تو پولشو دادی مرتیکه دارم دیوونه میشم»خیلی متاسفم+تعظیم کرد و رفت+
.............پرش‌زمانی................
داستان از زبان مین هو:
کارم‌ کم‌ کم داست تموم می‌شد.پنج‌دقیقه.......چهار‌دقیقه......سه‌دقیقه........دو‌دقیقه......و.... یک‌دقیقه.......اره تموم شد.رفتم خداحافظی کردم.
.......تق‌تق......
ه:کیه؟
م:«منم ‌منم‌مادرتون»سلام قربان
ه:اوه سلام منشی مین هو.
م:ببخشید مزاحم میشم خواستم خداحافظی کنم.
ه:چی شده؟نکنه میخوای استفا بدی؟
م:نه فقط مرخصی میگیرم برای...یه هفته
ه:عااح خیالم راحت شد+لبخند+
م:+لبخند+
ه:راستی یه چیزی(یه گل آورد)اینو برای شما گرفتم+لبخند+
م:ممنون ولی چرا؟
ه:یک سال تونستید اینجا تو شرکت بمونید.
م:اوه ممنونم+گُلو گرفت+
خدانگهدار
ه: خدانگهدار خش بگذره
........پرش‌زمانی‌تو‌خونه.........
م:هیییی من اومدم
........قبل‌از‌اینکه‌م‌ه‌بیاد..........
ب‌م:عشقم‌ تو که پوستت خوبه چرا ماسک میزاری
د‌م:چون‌ من از تو بزرگ ترم
ب‌م:یاااااا
م:هییییی من اومدم
دم‌:برو قایم شو بدو بدو
دم:سلام اون چیه؟«یا خدا شک نکنه»+اشاره به گل+
م: کوری؟گله
دم:گگگگگ میدونم گله کدوم اسکلی بهت دادش
م:هاجون....اون‌ خیلی خوبه
دم:سلیقش خوبه....ولی....
م:ولی؟
دم:ولی باید بجاش برات قرص بگیره.داری سکته میکنی بدبخت.
م:نظرت چیه بری‌غذا‌درست‌کنی؟
دم:اه...اهم‌+یه نگاه به میز+°میز پر از خوراکی نوشیدنی برای دونفر بود°
م: اوه+نگاه به میز+کسی اینجا بود؟
دم:نه..هه..راستش..این..برای....خودمو...خودته+قیافش🙄+
م:پس چرا نصفست؟
م‌د:چون...تاقت نگاوردم+☺️+
م:اهوم باشه.+قیافش🤨+
دم:خب...؟شروع‌ کنیم؟
م:اره..ولی...وایسا....برم‌ لباسامو عوض‌ کنم.
دم:باشه....+منتظر بود تا بره+اوپا+صدای آروم+..اوپا‌... کجایی.
......داستان از زبان مین هو.......
رفتم پشت در وایسادم از در نیگاه می‌کردم دیدم دنیه(داداشه مین هو)
دم:اوپاااااا سریعتر برو تا نیومده
م:چشمُ دلم روشن
ب‌م/دم:اااع....شت+نگاه به هم+
..................پایان...........‌.........
دیدگاه ها (۲)

قـ₊ـوانـ₊ـین:¹- بـ₊ـرای اودیـ₊ـش༘ن، هـ₊ـر یه ماه یبار فعـ₊ـ...

پارت ۴

پارت آخر

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: بیست و سوم"ویو مین جی"فروشنده خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط