{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت آخر

یک سال بعد: تو آشپز خونه بودم که یهو صدای گریه دوقلو ها بلند شد اسم دوقلو ها رو به انتخاب من مین هی و مینهو گذاشتیم زیر غذامون کم کردمو زود پیشبندمو در آوردم و رفتم طبقه بالا رفتم تو اتاق خودمو شوگا رفتم سمت گهواره ها تکونشون دادم که ساکت شدن شیشه شیر های دوقلو ها رو آماده کردمو مین هی رو بلند کردم و گرفتم بغلم و شیشه شیرشو دادم دهنش که یهو در اتاق باز شد دیدم شوگا از شرکت برگشته منو که دید لبخندی زد و اومد سمتم و بوسه ای روی پیشونیم زدو گفت: سلام عزیزم لبخندی زدمو گفتم: سلام خسته نباشی لبخندی زد و گفت: سلامت باشی عزیزم بعد کن و کرواتشو در آورد و گذاشت رو تخت رفت دستاشو شست و اومد مین هو رو از تو گهواره بر داشت و شیشه شیر مین هو رو از رو میز برداشتو گذاشت تو دهنش شیر خوردن مین هی که تموم شد دیدم خوابش برده شیشه شیرو از تو دهنش در آوردم و گذاشتمش تو گهواره و پتوی کوچولوشو دادم روش که سردش نشه و دستشو بوسیدمو رفتم سمت شوگا و دست مین هو رو گرفتم و بوسیدم و بعد گذاشتم کنارش شیر خوردن مین هو که تموم شد شوگا شیشه شیرو گذاشت رو میزو مین هو رو ازش گرفتم و گفتم : مرسی بااینکه خسته ای بهم کمک می‌کنی عزیزم لبخندی زد و اومد سمتم و بوسه ای روی پیشونیم زد و گفت : وقتی تو و این فسقلیا رو میبینم خستگیم در می‌ره لبخندی زدمو لپشو بوسیدمو بعد مین هو رو گذاشتم تو گهوارشو پتو دادم روش و روبه شوگا گفتم: عزیزم لباساتو عوض کن مطمئنم گرسنه ای من میرم میزو می‌چینم تا تو میای لبخندی زد و گفت: باشه از اتاق اومدم بیرون و رفتم تو آشپز خونه و میزو چیدم که شوگا بعد چند دقیقه اومد نشستیم روی صندلی غذامونو خوردیم غذا که تموم شد میزو جمع کردیم و ظرفا رو کمک هم شستیم و بعد شوگا گفت : بریم بخوابیم گفتم: آره بریم بعد رفتیم طبقه بالا رفتیم تو اتاق شوگا رو تخت دراز کشیده دستاشو برای من باز کرد و گفت: بیا اینجا ببینم لبخندی زدمو رفتم تو بغلش محکم بغلم کرد و روی پیشونیمو بوسیدو گفت: ازت بابت تمام سختی های که برام تحمل کردی ممنونم ، از اینکه با تمام اخلاقام کنار اومدی و بچه های خوشگل و گوگولی بهم دادی و از اینکه کنارم موندی خیلی خیلی ازت ممنونم و اینو بدون که خیلی خیلی عاشقتم لبخندی زدمو گفتم: منم بابت اینکه حمایتم کردیو کنارم موندی ازت خیلی خیلی ممنونم ، منم خیلی عاشقتم عزیزم بعد لبخندی زد و چونمو گرفت توی دستاشو لباشو گذاشت رو لبام و بعد چند دقیقه ازم جدا شد
واقعا خیلی برام باورش سخت بود که یه روزی به کسی که دوسش دارم برسم ولی رسیدم بااینکه عشقمون پیچ و خم و سختی های زیادی داشت اما بازم ارزششو داشت چون پایان این راهمون شیرین بود شیرینی که به مینهو و مینهی ختم میشد
دیدگاه ها (۲)

...

و اینم دوقلوها

پارت هیفده

پارت شانزده

پارت چهاردهم

my love part 106

فیک افسرده پارت دوم

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

my love part 89

[چند پارتی]

my love part 123

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_15🍷🎸- حالت خوبه؟!جای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط