{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا که بر گنبد تو دیده ام از دور افتاد

تا که بر گنبد تو دیده ام از دور افتاد
ناگهان بر دل آلوده ی من شور افتاد
اولین بار که دیدم حرمت را گفتم
ای سلیمان به سرایت گذر مور افتاد
دیدگاه ها (۳)

رها❤ خواستم بگم تو همه ی زندگی منیولی شاعر میگهاز تو گفتم غز...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

الا ای رهبر آزاده ی منالا ای جان نثار دین و میهنالا ای رهرو ...

ای در آغوش تو آرام ترین خواب جهانچهره ی ماه تو در چشمه ی مهت...

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

با پایِ دل ...قدم قدم😢راهی میشم سمت حرمبه عشقِ گنبد طلات🕌باز...

فراتر از خویش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط