{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودم شادمانم؟ بشنو و باور مکن

گفته بودم شادمانم؟ بشنو و باور مکن
گاه می لغزد زبانم، بشنو و باور مکن

گفتی آیا در توانت هست از من بگذری؟
گفتم آری می توانم ... بشنو و باور مکن !

عشق اگر افسانه می سازد که در زندان دل
چند روزی میهمانم، بشنو و باور مکن

در جواب نامه فرهاد اگر شیرین نوشت:
«با همه نامهربانم» ، بشنو و باور مکن !

گاه اگر در پاسخ احوال پرسی های تو
گفته بودم شادمانم، بشنو و باور مکن...
دیدگاه ها (۱۰)

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

✐گفته بودم شادمانم؟ بشنو و باور مکن گاه می لغزد زبانم، بشنو ...

گفته بودم شادمانم؟ بشنو و باور مکن !گاه می لغزد زبانم، بشنو ...

گفته بودم شادمانم؟ بشنو و باور مکن !گاه می لغزد زبانم، بشنو ...

گفته بودم شادمانم؟ بشنو و باور مکن ! گاه می لغزد زبانم، بشنو...

گفته بودم شادمانم؟ بشنو و باور مکن ! گاه می لغزد زبانم، بشنو...

گفته بودم شادمانم؟ بشنو و باور مکن ! گاه می لغزد زبانم، بشنو...

گفته بودم شادمانم؟ بشنو و باور مکن ! گاه می لغزد زبانم، بشنو...

گفته بودم شادمانم؟ بشنو و باور مکن ! گاه می لغزد زبانم، بشنو...

بشنو و باور مکن...❤

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط