{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودم شادمانم؟ بشنو و باور مکن !

گفته بودم شادمانم؟ بشنو و باور مکن !
گاه می لغزد زبانم، بشنو و باور مکن!
‌‌
گفتی آیا در توانت هست از من بگذری؟
گفتم آری می‌توانم ... بشنو و باور مکن!
‌‌
عشق اگر افسانه می‌سازد که در زندان دل
چند روزی میهمانم، بشنو و باور مکن !

در جواب نامه فرهاد اگر شیرین نوشت:
"با همه نامهربانم"، بشنو و باور مکن !

گاه اگر در پاسخِ احوال‌پرسی‌های تو
گفته بودم شادمانم، بشنو و باور مکن !
دیدگاه ها (۱)

خانه های قدیمی ته بن بست...با آن درها و معماری عجیب و غریبش...

میدانی؟راستش به نظر من ساده ها آدمهای خوشبختی هستندهمانهایی ...

مامان من یواشکی پیر شد، مثلا این‌جوری که در فاصله‌ی بینِ سما...

‌زن ها،گاهی اوقات حرفی نمی زنندچون به نظرشان لازم نیست که چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط