سلام.به بی بی دوعالم حضرت فاطمه (ع)
سلام.به بی بی دوعالم حضرت فاطمه (ع)
یک.روایت از شهدای کمنام سربازان نه سرداران اخه خیلی از سرداران جنگ تحمیلی به تفحس در مناطق جنگی مشغولا داداشای گلم در خاگ عراق مشغوله تفحس بودن اما یک ماموره عراقی خیلی اذیت میگرد به قوله دوستان چوب لایه چرخ میزاره داداشی گلم خیلی ناراحت شودن بعد از پیدا کردن پیکره چند شهید فرمانده ناراحت شود کفت بچه ها بسه برکردین وقتی برگشتن مرزه ایران فرمانده شروع کرد به نماز خوندن موقع نماز خوندن کریه میکرد به بی بی گلایه میکرد میکفت یا فاطمه (ع) خودت غریبانه دفن شود ی مزاره شما هم معلوم نیست نظر کن این عراقی یا عقیدش عوض بشه یا بره جای دیکه وقتی برگشتن خاگ عراق با حیرت دیدن همون عراقی که اذیت میکرد دورشون میکرده همشونو بوس میکنه فرمانده به بالا نگاهی کرد گفت بی بی مدیونتم عراقی کفت چند جارو میشناسم خودم دفن کردم برد نشون داد اما گفت یگی هست نمیتونین ببرین گفتم چرا گفت عشایر نمیزارن به خدا توگل رفتیم دیدیم دور قبره شهید ضریح کردن میکه نمیشه باید ببریم اخه ایرانیه فرداش عشایر فهمیدن اومدن دیدن مشغول کنار گذاشتن ضریح هستن گفتن نگنید این کارو خیلی اسرار کردن گفتیم چرا گفتن اخه هرکیکه بچش یا خانواده اش مریض میشه لباس یا خودشو میارن برا تبرگ.به خدا خیلیا شفا کرفتن فرمانده گفت باشه بیریم شهدای کمنامی که نیت میکنن مثله بی بی حضرت فاطمه (ع)کمنام بمونن خود بی بی نظر میکنه تا ادمای خاصی باشن روحشون شاد برای شادی روحشون صلوات
دعا برای شفای مریضا بیادتون نره خاگ پای شما محسن
یک.روایت از شهدای کمنام سربازان نه سرداران اخه خیلی از سرداران جنگ تحمیلی به تفحس در مناطق جنگی مشغولا داداشای گلم در خاگ عراق مشغوله تفحس بودن اما یک ماموره عراقی خیلی اذیت میگرد به قوله دوستان چوب لایه چرخ میزاره داداشی گلم خیلی ناراحت شودن بعد از پیدا کردن پیکره چند شهید فرمانده ناراحت شود کفت بچه ها بسه برکردین وقتی برگشتن مرزه ایران فرمانده شروع کرد به نماز خوندن موقع نماز خوندن کریه میکرد به بی بی گلایه میکرد میکفت یا فاطمه (ع) خودت غریبانه دفن شود ی مزاره شما هم معلوم نیست نظر کن این عراقی یا عقیدش عوض بشه یا بره جای دیکه وقتی برگشتن خاگ عراق با حیرت دیدن همون عراقی که اذیت میکرد دورشون میکرده همشونو بوس میکنه فرمانده به بالا نگاهی کرد گفت بی بی مدیونتم عراقی کفت چند جارو میشناسم خودم دفن کردم برد نشون داد اما گفت یگی هست نمیتونین ببرین گفتم چرا گفت عشایر نمیزارن به خدا توگل رفتیم دیدیم دور قبره شهید ضریح کردن میکه نمیشه باید ببریم اخه ایرانیه فرداش عشایر فهمیدن اومدن دیدن مشغول کنار گذاشتن ضریح هستن گفتن نگنید این کارو خیلی اسرار کردن گفتیم چرا گفتن اخه هرکیکه بچش یا خانواده اش مریض میشه لباس یا خودشو میارن برا تبرگ.به خدا خیلیا شفا کرفتن فرمانده گفت باشه بیریم شهدای کمنامی که نیت میکنن مثله بی بی حضرت فاطمه (ع)کمنام بمونن خود بی بی نظر میکنه تا ادمای خاصی باشن روحشون شاد برای شادی روحشون صلوات
دعا برای شفای مریضا بیادتون نره خاگ پای شما محسن
- ۱.۴k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط