ممنونم ازت نفسم به خاطر سنگ صبوری.تحمل هایت..یردباری هایت

ممنونم ازت نفسم به خاطر سنگ صبوری.تحمل هایت..یردباری هایت..دنیام بند بند انگشتات رو میبوسم..وای که چه سخته..نزدیک و دور از هم دردت به تنم باشه الهی...




تا مردم این شهر در خواب‌اند با من باش
از راه آهن تا خود دربند با من باش

صبحانه می‌خواهی اگر در حس و حال کوه
در کوله دارم چای و کیک و قند، با من باش

کم اخم کن با من، دلم ترکید جان تو
کل جهان قربان آن لبخند، بامن باش

تنها بیا از لحظ‌ه‌ی تحویل سال نو
تا آخر بیست و نه اسفند با من باش

یادت بماند تو کمی کوچک‌تری از من
از من فقط بشنو همین یک پند: با من باش

هرچیز گفتم یک چرا در کارم آوردی
حالا بیا بی چند و چون یکچند با من باش

یک دفعه می‌بینی که کوهستان به حرف آمد
می‌گوید‌ای دلخواه! ‌ای دلبند! با من باش
دیدگاه ها (۳)

.تا مردم این شهر در خواب‌اند با من باشاز راه آهن تا خود دربن...

تا مردم این شهر در خواب‌اند با من باشاز راه آهن تا خود دربند...

زاهدا چندی بیا با ما به‌خلوت یار باشصحبت احرار بشنو محرم اسر...

بخش چهارم: بهبودی و دلگرمیبا وجود اینکه سوزش آمپول هنوز در ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط