نیلوفر و باران در تو بود

نیلوفر و باران در تو بود
خنجر و فریادی در من،
فواره و رؤیا در تو بود
تالاب و سیاهی در من،
در گذرگاهت سرودی دگرگونه آغاز كردم🤍
دیدگاه ها (۳)

جای خالی تو،فریادی خاموش درسینه هاست؛رفتنت پایان نبود...آغاز...

آغاز تو، پایان تویی بر دشت من، باران تویی در چشم من تابان تو...

#تا_انتها_ببینیدچرا رشته مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی؟داستان ت...

🌸 به نام خالق یکتای جهان✨‌که پیدا و نهان داند به یکسان🌸به نا...

از همان روزی که کردی رخنه در جان و تنمدل به تو بستم شدی لیلی...

این معجزه توست که پاییز قشنگ استهر شاخه ی با برگ گلاویز قشنگ...

دوستت دارم...مثل عطرِ باران که آرام‌آرامدر کوچه‌های خیسِ دلت...

میزنم سازی بیا، امشب به سازم ساز کن دلبری کن از من و امشب بر...

عاشقانه های شبنم

بیا ای عشق، کز هجر تو بی‌تابم هنوزدر این شب‌های بی‌پایان، در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط