{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از خویش می گریزم دراین دیار باران

از خویش می گریزم دراین دیار باران
دلتنگ روزگارم برمن ببار باران

بغض گلوی مارا باری تو ترجمان باش
ای بی شکیب باران ای بی قرار باران

درهق هق شبانه ماند به عاشقی مست
نجوای ناودان‌ها در رهگذار باران

از همرهان درین باغ با من چه مهربان بود
بیدی که گریه می کرد در جویبار باران

برفرق کوه بشکن مینای همتت را
خشکید چشمه چشم از انتظار باران

با خنجر زلالت بشکاف پرده هارا
اسب وسوار گم شد در این غبار باران

از آن غزال زخمی برگیر خستگی را
با کاسه های سنگاب در کوهسار باران

وه زانکه دل بریدن از خویش و با تو بودن
تا رودهای پیچان تا آبشار باران

دلتنگ این دیارم ای غمگسار «صدرا»
در من ترانه سرکن با این بهار باران
دیدگاه ها (۵)

به تبسم... به تکلم....به دلارایی تو....به خموشی....به تماشا....

غیر من در دل تو هیچ کسی خاص نشد هیچ کس چون تو به من این همه ...

ﻗﺎﻟﯽ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ .....ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﯽ ﻭ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﻢ ﻭ ﺍﻭ ﻣﯽ...

بغل کن بالشت را، بعد از این او برنمیگرددبهارمملو از گلهای شب...

از خویش می گریزم دراین دیار باراندلتنگ روزگارم برمن ببار بار...

از خویش می گریزم دراین دیار باراندلتنگ روزگارم برمن ببار بار...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

ویدیوی محصول در دایرکت

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط