ادامع
ادامع
دمیتروس:خاک تو سرم!دیشب چه اتفاقی افتاد!لعنت بهشششش
بکی اروم پاشد:من.مننن اینجا کجاستت من تو بغلشم؟!چیییی🍅
دمیتروس:ب.بخشید چیز شب یکی میخواست ببرت بعد_چی دارم میگم
بکی:م.من برم مرسی!🍅
و رفت
انیا:دامیان بیا اینارو بهم برسونیم
دامیان:ارع
انیا:بیا بریم مسارفت نقشه بکشیم!
دامیان:ولی قبلش میشه منم به خودت برسونی؟!
انیا:ها؟
دامیان:بگل(*>∇<)ノ(بچه ها سازنده اینو ببینع اصلا_)
انیا:وقتی لوس میشه خیلی گوگولی میشه
باشه حالا بریمم🍅
دامیان:باش
انیا رفت به همه خبر داد که اره داشتن وسیالشونو جمع میکردن برن فرود گاه
دمیتروس:خاک تو سرم!دیشب چه اتفاقی افتاد!لعنت بهشششش
بکی اروم پاشد:من.مننن اینجا کجاستت من تو بغلشم؟!چیییی🍅
دمیتروس:ب.بخشید چیز شب یکی میخواست ببرت بعد_چی دارم میگم
بکی:م.من برم مرسی!🍅
و رفت
انیا:دامیان بیا اینارو بهم برسونیم
دامیان:ارع
انیا:بیا بریم مسارفت نقشه بکشیم!
دامیان:ولی قبلش میشه منم به خودت برسونی؟!
انیا:ها؟
دامیان:بگل(*>∇<)ノ(بچه ها سازنده اینو ببینع اصلا_)
انیا:وقتی لوس میشه خیلی گوگولی میشه
باشه حالا بریمم🍅
دامیان:باش
انیا رفت به همه خبر داد که اره داشتن وسیالشونو جمع میکردن برن فرود گاه
- ۳۲۳
- ۱۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط