من به میخانهٔ چشمان تو عادت دارم

من به میخانهٔ چشمان تو عادت دارم
در میخانه مبندید که حاجت دارم
به زیارتگه چشمان تو باز آمده ام
مددی کن صنما بهر نیاز آمده ام
من که از باده چشمان تو گلگون شده ام
اینچنین ناز مکن واله و مجنون شده ام
چه کشانی دل ریشم تو. به صحرای جنون
دیده دریا شد و دست و دلم آغشته بخون
گر مرادم ندهی شکوه و بیدادکنم
تیشه بر دوش شوم. یاد زفرهاد کنم
بی تو و چشم تو این دل به خطا خواهد رفت
اینچنین غمزه مکن جان به فنا خواهد رفت
من که از چشمه ی چشمان شما زنده شدم
اینچنین دولت عشق آمدو پاینده شدم

رخصتی بهر زیارت بده
وجان بستان
نرود بی گل روی تو دلم سوی جنان
رخصتی بهر زیارت بده و........
دیدگاه ها (۳)

آمده ام ای خدا ، جانا تو پناهم بدهعاشق فریاد دل ، ربا تو پیا...

دوش در خواب بدیدم که خداگِل من را به سر موی تو بستکوبه عشق د...

خانم ، کَمَکی خنده،  تبسم ، لطفاتا من نشدم بین خودم ، گم لطف...

o ostorhe:بغض آمده و حال مرا بد کردهجذر آمده از گلوی من رد ک...

جان خواهرت بر لب آمده برخیز و ببین زینب آمده برای تو دو صد د...

تقدیم به امام رضا جانم؛؛؛به رسم جملهء معروف " جار ثم الدار "...

دیدی رمضان رفته و پر باز نکردمتا خیمه گهِ سبز تو پرواز نکردم...

دوست دارم نظر شاهد رضوان باشمآشنای حرم شاه غریبان باشمدوست د...

هوا تاریک شده بود. همه‌ی افراد قافله نگران بودند. یکی گفت: ح...

❤️به مناسبت ایام ولادت حضرت رضا علیه‌السلام و #دهه_کرامت؛✍️غ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط