کاش برگردی

کاش برگردی
این بار می خواهم
سرم را به روی آن یکی
شانه ات بگذارم
شنیده ام
از این ستون به آن ستون
فرج است
دیدگاه ها (۱)

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

در آن دیار که آه علی شنیده نشدیکی به نام حسن می شود معاویه ب...

«دلم می‌خواست مثل کودکی‌هایم سرم را روی پای مادرم بگذارم و ا...

پارت ۴۴شب بعد از مراسم، کنار پنجره ایستاده بودم.جونگکوک پشت ...

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،اندوه آرام‌آرام از شانه‌های شهر بالا م...

موسیقی

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۵صدای قدم‌های سنگین از انتهای را...

حالا حس می‌کنم روی لبه پرتگاه این دنیا ایستاده‌ام ، یک لایه ...

دیدن روی شما کاش میسّر می شدشام هجران شما کاش که آخر می شد🌱ب...

با شب هایی که یادِ تو دست از سَرم برنمی دارد چه کنم؟!کاش کسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط