سناریو بی تی اس وقتی...
سناریو بی تی اس وقتی تو دعوا محکم میزنن تو گوشت
نامجون : میخواستی بری ولی محکم دستتو میگیره و بغلت میکنه :(( ببخشید خوشگلم بخدا عصبانی شدم ببخش منو:))
جین : بعد از اینکه زد توی گوشت با شوک و بغض بهش زل زدی سریع بغلت کرد و در گوشت لب زد:((ببخشید قشنگم قول میدم از اون دوکبوکی های خوشمزه برات درست کنم:)) (چه گلطا)
یونگی : وقتی زد تو گوشت رفتی تو اتاق و در رو با شتاب بستی بدون مکث میاد درو میشکنه چون میترسه اتفاقی برات بیوفته وقتی میبینه بی صدا رو تختی از پشت بغلت میکنه و میگه:(( بیبی من از ددیش ناراحته:))
جیهوپ : سریع گریت میگیره توهم میری تو اتاق بعد چند ساعت برمیگرده با یه خرس بزرگتر از خودش و همچنین یه دسته گل میاد تو اتاق:((بیب میشه بیای بگیریشون سنگینن:))
نامجون : میخواستی بری ولی محکم دستتو میگیره و بغلت میکنه :(( ببخشید خوشگلم بخدا عصبانی شدم ببخش منو:))
جین : بعد از اینکه زد توی گوشت با شوک و بغض بهش زل زدی سریع بغلت کرد و در گوشت لب زد:((ببخشید قشنگم قول میدم از اون دوکبوکی های خوشمزه برات درست کنم:)) (چه گلطا)
یونگی : وقتی زد تو گوشت رفتی تو اتاق و در رو با شتاب بستی بدون مکث میاد درو میشکنه چون میترسه اتفاقی برات بیوفته وقتی میبینه بی صدا رو تختی از پشت بغلت میکنه و میگه:(( بیبی من از ددیش ناراحته:))
جیهوپ : سریع گریت میگیره توهم میری تو اتاق بعد چند ساعت برمیگرده با یه خرس بزرگتر از خودش و همچنین یه دسته گل میاد تو اتاق:((بیب میشه بیای بگیریشون سنگینن:))
- ۷۵.۱k
- ۲۸ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط