{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلبرا حسن رخت می‌ندهد دستوری

دلبرا حسن رخت می‌ندهد دستوری
که به هم جمع شود عاشقی و مستوری

آمدن پیش تو بختم ننماید یاری
رفتن از کوی تو عشقم ندهد دستوری

اگر از حال منت هیچ نمی‌سوزد دل
تو که این حال نبوده‌ست تو را معذوری

پیش عشاق تو بهتر ز غنا، درویشی
نزد بیمار تو خوشتر ز شفا، رنجوری

گر به نزدیک تو سهل است مرا طاقت نیست
اگرم یک نفس از روی تو باشد دوری

گر به دست اجل از پای درآید تن من
از می عشق بود در سر من مخموری

ما جهان را به تو بینیم که در خانهٔ چشم
دیده مانند چراغ است و تو در وی نوری

پرده از روی برانداز دمی تا آفاق
به تو آراسته گردد چو بهشت از حوری

سیف فرغانی در کار جزا چشم مدار
پادشازادهٔ ملکی چه کنی مزدوری؟


سیف فرغانی
دیدگاه ها (۷)

فزون از صبرِ ایوب است تاب محنتِ دوریکه رنجوری نباشد آنچنان م...

چون برآمد آفتاب از مشرق پیراهنشماه رقاصی کند چون ذره در پیرا...

ای خجل از روی خوبت آفتابروز من بی تو شبی بی‌ماهتابآفتاب از د...

ای خجل از روی خوبت آفتابروز من بی تو شبی بی‌ماهتابآفتاب از د...

#شعر_ادبیات

ای خجل از روی خوبت آفتابروز من بی تو شبی بی‌ماهتابآفتاب از د...

ای خجل از روی خوبت آفتابروز من بی تو شبی بی‌ماهتابآفتاب از د...

🌼 گلچین اشعار سعدی با شرح و بسط و معنی(4) ...

تا تو نگه کردی به‌من مشتاق و رؤیایی شدماز لطف آن چشم حزین من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط