{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست

ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست
و آنچه در جام شفق بینی بجز خوناب نیست

زندگی خوشتر بود در پرده وهم خیال
صبح روشن را صفای سایه مهتاب نیست

شب ز آه آتشین بکدم نیاسایم چو شمع
در میان آتش سوزنده جای خواب نیست

مردم چشم فرومانده است در دریای اشک
مور را پای رهایی از دل گرداب نیست

خاطر دانا ز طوفان حوادث فارغ است
کوه گردون سای را اندیشه ز سبلاب نیست

ما به آن گل از وفای خویشتن دل بسته ایم
ورنه این صحرا تهی از لاله سیراب نیست

آنچه نایاب است در عالم وفا و مهر ماست
ورنه در گلزار هستی سرو و گل نایاب نیست

گر ترا با ما تعلق نیست ما را شوق هست
ور ترا بی ما صبوری هست ما را تاب نیست

گفتی اندر خواب بینی بعد ازین روی مرا
ماه من در چشم عاشق آب هست و خواب نیست

جای آسایش چه می جویی رهی در ملک عشق
موج را آسودگی در بحر بی پایاب نیست
دیدگاه ها (۲)

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیستو آنچه در جام شفق بینی به جز...

ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیستو آنچه در جام شفق بینی به جز...

📜#غزلیات#رهی_معیری#غزل_پانزدهم#ساقیا در #ساغر هستی شراب ناب ...

^_^:-*:🌹 ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیستو آنچه در جام شفق ب...

ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیستو آنچه در جام شفق بینی به جز...

ساقیــا در ســـاغر هستی شــــــراب ناب نیستو آنچه در جام شفق...

آنچہ ناياب است در عالموفا و مهـــر ماست ... ..ورنه دركلزار ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط