آنچه نیکی می کنی پیش کس اظهارش مکن
آنچه نیکی می کنی پیش کس اظهارش مکن
گر خدا داند بس است ، کالای بازارش مکن
آتشِ در زیر خا کستر،فریبت می دهد
دشمنت گر خفته است ، از خواب بیدارش مکن
خاطر غم دیده را تا می توانی مهر ورز
با زبان بد ، کسی از کار بیکارش مکن
حرف زیبا بوی باران می دهد
بسپار، در دفتر دل ، خط دیوارش مکن
کار بازار غلامان ، نه کار هر کسی است
هر عزیزی همچو یوسف نیست ، خریدارش مکن
وعده گر دادی همیشه بر سر قولت بمان
چونکه نتوانی ، بگو ، دیگر امیدوارش مکن
قدر آزادی که می داند ،به جز در بندیان
مرغکان باغ را، در دام گرفتارش مکن
ای که از روی لجاجت زود قضاوت میکنی
بیگناه را تو هرگز بر سر دارش مکن
روح پاک وجسم سالم بهر ما یک نعمتیست
پس بیا با کینه و حسرت ، تو بیمارش مکن
گر صبا ، بهر تفرج سوی بستان می روی
شوق گل داری بچین و گله از خارش مکن
گر خدا داند بس است ، کالای بازارش مکن
آتشِ در زیر خا کستر،فریبت می دهد
دشمنت گر خفته است ، از خواب بیدارش مکن
خاطر غم دیده را تا می توانی مهر ورز
با زبان بد ، کسی از کار بیکارش مکن
حرف زیبا بوی باران می دهد
بسپار، در دفتر دل ، خط دیوارش مکن
کار بازار غلامان ، نه کار هر کسی است
هر عزیزی همچو یوسف نیست ، خریدارش مکن
وعده گر دادی همیشه بر سر قولت بمان
چونکه نتوانی ، بگو ، دیگر امیدوارش مکن
قدر آزادی که می داند ،به جز در بندیان
مرغکان باغ را، در دام گرفتارش مکن
ای که از روی لجاجت زود قضاوت میکنی
بیگناه را تو هرگز بر سر دارش مکن
روح پاک وجسم سالم بهر ما یک نعمتیست
پس بیا با کینه و حسرت ، تو بیمارش مکن
گر صبا ، بهر تفرج سوی بستان می روی
شوق گل داری بچین و گله از خارش مکن
- ۳.۴k
- ۱۷ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط