{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنوز پنجره بسته است

هنوز پنجره بسته است
و پرده ، بی حرکت
و تو نمی آیی....


و اما
من...
در عصر وحشتناک آن کوچه
تنها
بر روی خش خش برگهایی که
سمفونی هلاکت مرا
به گوش ها میرسانند
سرگردان در
قصه های هزارو یکشب نیامدنت
گم میشوم
مــــــــــن شہرزاد کدام قصه ات شوم تا باورم کنی ...
دیدگاه ها (۱)

چند پارتیپارت۳ا.ت به سرعت درِ شیشه‌ایِ سوپرمارکت را قفل کرد ...

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

دلتنگم... #دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،#شعر م...

اجازه هست که اسم تو را صدا بزنم؟و من صدای یواشی در اضطراب ِم...

‌ ‌.صبح‌ که از خواب بیدار می‌شوم، اول تو را فراموش می‌کنم. ب...

خوندنيه خداييش گلايـه دکتر شريـعتي از خـدا و جـواب سهراب سپ...

گلايـه کارو از خـدا و جـواب سهراب سپـهري ...!!!ابتدا گلايه ...

خوندنيه خداييش گلايـه دکتر شريـعتي از خـدا و جـواب سهراب سپ...

خیلی زیباست ارزش خوندن داره👌 گلایـه دکتر علی شریـعتی از خـدا...

فرزانه صیاد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط