وقتی تو جمعی میری پیش دوست قدیمیت که پسره😬

وقتی تو جمعی میری پیش دوست قدیمیت که پسره😬

نامجون: میاد پیشت و همش با پسره حرف میزنه که باهاش صحبت نکنی(خا چ کاریه ا.ت🤒)

جین:میاد تو گوشت یواشکی میگه:فردا با خودم میبرمت سربازی😂

شوگا:میاد کنارت و اهم و اهوم میکنه که بیا پیس خودم😆😅

جیهوپ:میاد تو گوشت میگه: قبلا سلیقت خیلی گند بوده ها الان عوض شدی و میکشونتت کنار

جیمین: سریع میاد کنارت و میگه عزیزم بهتر نیست دیگه بریم دیر شده امشب تو خونه یه جشن بهتر میگیرم😂(مرگ بر ذهن منحرف)🤣

تهیونگ: سریع میاد پیشت و دستش و دور کمرت حلقه میکنه و رو لبات یه بوسه کوچیک میزنه و تو دیگه کلا میری هوا و تهیونگ میگه دیگه بریم🤗🤗(این خیلی خووووب بود)

جونگکوک:میاد از پشت بغلت میکنه و میبرتت روی صندلی خودت میزاره و بوست میکنه بعد میگه:چرا اینجا شیرموز نمیدن؟میری برام یکی از مغازه بگیری!؟جووون منننن!!!!(من حرفی واس گفتن ندارم)😂😂😂😂😂


تو کامنتا برام نظرتونو بنویسید😘
دیدگاه ها (۱۳)

سناریو بلولاک وقتی داریم خودکشی میکنیم و میخوایم خودمونو از ...

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

سناریو توکیو ریونجرز ( اونا بعد اعتراف)

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆ران ☆‌_جذابیت بیش از حدد...

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

عنوان: مگومی به عنوان دوست پسر

سناریو توکیو ریونجرز

گل خونی پارت 54@ باشعتهیونگ و جونگکوک رفتن تهیونگ بیرون وایس...

سناریو بلولاک اگه یک شب خوابمون نبره و بریم تو اتاقشون تو بغ...

سناریو #وقتی شبا نمیتونیم بخوابیمنامجون : میخوای برات کتاب ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط