تعدادی از دارندگان حیوانات خانگی شاهد این بوده اند که حیو
تعدادی از دارندگان حیوانات خانگی شاهد این بوده اند که حیوانات آن ها به ویژه گربه ها با چیزی که قابل مشاهده با چشم انسان نیست در حال تعامل هستند به طوری که به نظر می رسد آن ها به دنبال چیزی نامریی هستند. آیا گربه ها ارواح می بینند؟
تمام کسانی که با حیوانات آشنا هستند می دانند آنها مخلوقات بسیار باهوشی هستند و هرچند زبان ندارند ولی در ایجاد ارتباط بسیار ماهر هستند. گربه ها آنچنان با هم در ارتباط هستند که گویی ارتباط عاطفی و روحی دارند. معمولا ما تصور می کنیم که حیوانات خیلی مسایل را نمی فهمند ولی تقریبا تمام آنها، آن مسایل را می فهمند. آنها در همه مسایل نابخردانه نیستند. این بخاطر حس ششم قوی حیوانات است که همین به آنها اجازه می دهد تا با جهان نامریی هماهنگ باشند که در این بین، گربه در ارتباط داشتن با محیط اطراف خود بسیار مهارت دارد. برای چه بسیاری از صاحبان حیوانات خانگی همچون سگ یا گربه شاهد بوده اند که حیوانات آنها چیزی را می بیند که از آن می ترسد؟ تقریبا هر صاحب گربه ای داستانی برای تعریف از گربه اش دارد که به شدت گربه ترسیده است در حالی که موهای پشتش را سیخ کرده و در این هنگام صدای ضعیف خش خش هم شنیده می شود. چه چیزی باعث این می شود؟ آیا گربه روح دیده است؟ در بسیاری از داستان های ارواح، ما خوانده ایم که گربه هم جهان ماورا را حس می کند. می توانیم ماجراهای واقعی زیادی را ذکر کنیم:
یک فرد جنتلمن به تنهایی در یک خانه قدیمی زندگی می کرد. افرادی چیزهایی از روح را در آنجا حس کرده بودند. یک روز او دید گربه اش بر روی پله ها نشسته و به چیزی نامشهود زل زده و کاملا هیستریک شده است و گربه تلاش می کند با پنجه کشیدن در هوا از خود در برابر آن چیز نامشهود دفاع کند.
داستان دیگر این است که صاحب گربه ای می گوید گربه اش به چیزی نامریی زل زده بود و با گردش سر خود آن را دنبال می کرد سپس به پایین پله رفت. یک روز آن گربه به نقطه ای از سقف خیره شد و ناگهان صاحب گربه صدای قدمهای سنگین فردی را از همان نقطه سقف شنید.
در مصر باستان گربه بسیار مقدس بود حتی گروهی آن را جزو خدایان در نظر می گرفتند به طوری که آنها را هم مومیایی می کردند. آیا این به این علت بود که مصریان می دانستند گربه درک منحصر بفردی از جهان روحانی دارد؟
شاید مردم مصر باستان اعتقاد داشتند گربه یک زندگی زمینی از طرف دنیای ماورا دارد. لازم به ذکر است که حتی پس از مرگ گربه ها، توسط دوستان زمینی خود دیده شده اند. در بسیاری از موارد گربه هایی که مرده اند صدایشان در خانه شنیده می شود یا روی بستر همیشگی خود با بدنی رنجور در حالی که خوابیده اند دیده شده اند. داستان هایی از دیده شدن ارواح گربه بیان شده است به طور مثال در فانوس دریایی Fairport Harbor در شمال اوهایو افرادی مکررا روح گربه ای را دیده اند. آنها تشریح کرده اند گربه ای را شبیه غبار و دود خاکستری در آن فانوس دریایی مشاهده کرده اند. همسر سابق سرپرست آن فانوس دریایی تعداد زیادی گربه بیمار در آن خانه نگهداری میکرد. سالها بعد هنگام تعمیر آن فانوس دریایی تعدادی گربه مومیایی شده در یک دیوار پیدا شد. آیا آنها بدن آن شبح گربه را پیدا کرده بودند؟
واندا از اعضای انجمن فرشتگان و ارواح یک داستان جالب از شبح گربه مورد علاقه خود بیان کرد:
گربه من Babetteاز نژاد ایرانی بود. من همیشه گربه ای از نژاد ایرانی دوست داشتم چون آنها خیلی شیرین هستند. گربه من انگشتانش بیشتر از گربه های دیگر بود. او شش انگشت در پای جلو و هفت انگشت در پای عقب داشت. او گربه ضعیفی بود و بالاخره در چهار ماهگی مرد که از این بابت مادرم هم خیلی ناراحت شد. بزودی من از خواب می پریدم در حالی که احساس می کردم پنجه گربه ام در پشتم کشیده شده است و صدای خرخر او را می شنیدم درست شبیه حالتی که همیشه با من چنین بازی هایی میکرد. یکبار مادرم مرا صدا کرد و گفت که حس کرد بابی با چنگالهای بزرگ خود به روی تخت او پرید.
تمام کسانی که با حیوانات آشنا هستند می دانند آنها مخلوقات بسیار باهوشی هستند و هرچند زبان ندارند ولی در ایجاد ارتباط بسیار ماهر هستند. گربه ها آنچنان با هم در ارتباط هستند که گویی ارتباط عاطفی و روحی دارند. معمولا ما تصور می کنیم که حیوانات خیلی مسایل را نمی فهمند ولی تقریبا تمام آنها، آن مسایل را می فهمند. آنها در همه مسایل نابخردانه نیستند. این بخاطر حس ششم قوی حیوانات است که همین به آنها اجازه می دهد تا با جهان نامریی هماهنگ باشند که در این بین، گربه در ارتباط داشتن با محیط اطراف خود بسیار مهارت دارد. برای چه بسیاری از صاحبان حیوانات خانگی همچون سگ یا گربه شاهد بوده اند که حیوانات آنها چیزی را می بیند که از آن می ترسد؟ تقریبا هر صاحب گربه ای داستانی برای تعریف از گربه اش دارد که به شدت گربه ترسیده است در حالی که موهای پشتش را سیخ کرده و در این هنگام صدای ضعیف خش خش هم شنیده می شود. چه چیزی باعث این می شود؟ آیا گربه روح دیده است؟ در بسیاری از داستان های ارواح، ما خوانده ایم که گربه هم جهان ماورا را حس می کند. می توانیم ماجراهای واقعی زیادی را ذکر کنیم:
یک فرد جنتلمن به تنهایی در یک خانه قدیمی زندگی می کرد. افرادی چیزهایی از روح را در آنجا حس کرده بودند. یک روز او دید گربه اش بر روی پله ها نشسته و به چیزی نامشهود زل زده و کاملا هیستریک شده است و گربه تلاش می کند با پنجه کشیدن در هوا از خود در برابر آن چیز نامشهود دفاع کند.
داستان دیگر این است که صاحب گربه ای می گوید گربه اش به چیزی نامریی زل زده بود و با گردش سر خود آن را دنبال می کرد سپس به پایین پله رفت. یک روز آن گربه به نقطه ای از سقف خیره شد و ناگهان صاحب گربه صدای قدمهای سنگین فردی را از همان نقطه سقف شنید.
در مصر باستان گربه بسیار مقدس بود حتی گروهی آن را جزو خدایان در نظر می گرفتند به طوری که آنها را هم مومیایی می کردند. آیا این به این علت بود که مصریان می دانستند گربه درک منحصر بفردی از جهان روحانی دارد؟
شاید مردم مصر باستان اعتقاد داشتند گربه یک زندگی زمینی از طرف دنیای ماورا دارد. لازم به ذکر است که حتی پس از مرگ گربه ها، توسط دوستان زمینی خود دیده شده اند. در بسیاری از موارد گربه هایی که مرده اند صدایشان در خانه شنیده می شود یا روی بستر همیشگی خود با بدنی رنجور در حالی که خوابیده اند دیده شده اند. داستان هایی از دیده شدن ارواح گربه بیان شده است به طور مثال در فانوس دریایی Fairport Harbor در شمال اوهایو افرادی مکررا روح گربه ای را دیده اند. آنها تشریح کرده اند گربه ای را شبیه غبار و دود خاکستری در آن فانوس دریایی مشاهده کرده اند. همسر سابق سرپرست آن فانوس دریایی تعداد زیادی گربه بیمار در آن خانه نگهداری میکرد. سالها بعد هنگام تعمیر آن فانوس دریایی تعدادی گربه مومیایی شده در یک دیوار پیدا شد. آیا آنها بدن آن شبح گربه را پیدا کرده بودند؟
واندا از اعضای انجمن فرشتگان و ارواح یک داستان جالب از شبح گربه مورد علاقه خود بیان کرد:
گربه من Babetteاز نژاد ایرانی بود. من همیشه گربه ای از نژاد ایرانی دوست داشتم چون آنها خیلی شیرین هستند. گربه من انگشتانش بیشتر از گربه های دیگر بود. او شش انگشت در پای جلو و هفت انگشت در پای عقب داشت. او گربه ضعیفی بود و بالاخره در چهار ماهگی مرد که از این بابت مادرم هم خیلی ناراحت شد. بزودی من از خواب می پریدم در حالی که احساس می کردم پنجه گربه ام در پشتم کشیده شده است و صدای خرخر او را می شنیدم درست شبیه حالتی که همیشه با من چنین بازی هایی میکرد. یکبار مادرم مرا صدا کرد و گفت که حس کرد بابی با چنگالهای بزرگ خود به روی تخت او پرید.
- ۹.۲k
- ۱۶ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط