اسب‌دوانی و افسار غنیمتی

اسب‌دوانی و افسار غنیمتی

در مسابقهٔ اسب‌دوانی، اسبِ مردی از همه جلو زد و اول شد. مردم یک‌صدا شروع به تشویق کردند و فریاد شادی سر دادند.

در این میان، مردی که در میان تماشاچیان ایستاده بود، ناگهان شروع کرد به بالا و پایین پریدن و بیش از صاحب اسب، داد و فریاد و خوشحالی می‌کرد.

صاحب اسب که از این همه شور و هیجان او تعجب کرده بود، جلو رفت و پرسید: «ای مرد، مگر این اسبِ برنده مال توست که این‌گونه شادی می‌کنی؟»

آن مرد گفت: «خیر، اسب مال من نیست؛ اما افسار آن مال من است!>>




💯
دیدگاه ها (۰)

𓆩 پارت ۸۰ 𓆪 🖤جیمین مقابل مرد ایستاد.ـ از اینجا برو بیرون!مرد...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت شانزدهمساعت ده شب، ماشین تهیونگ ...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۴ — انتخابسه نفر داخل اتاق نشسته بودند.جونگ...

پارت ۳۳چند ماه از اون روزِ پر از هیجان گذشته بود. حالا دنیا ...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۱

وارث ماه خاموش

#حکایت_قدیمی «سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه»در زمان...

🍷 شراب قرمزقسمت هفتم: خائنصدای قفل شدن در، داخل اتاق پیچید.ر...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️هیچ‌کس چیزی نگفت.نام روزیر روی دیوار می‌در...

پارت چهارم — اولین برخوردچند روز بعد، یورا کم‌کم داشت به زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط