{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا می گوید :

خدا می گوید :
هر آن کس که بیشتر از من دوست بداری از تو می گیرم
و می افزاید :
نگو بدون آن نمی توانم زندگی کنم
تو را بدون آن هم زنده نگه می دارم

و فصل عوض می شود
شاخه ی درختانی که سایه می افکنند خشک می شوند
صبر لبریز می شود
یار را که جان و دلت بود ، غریبه می شود
و ذهنت متعجب می شود

دوستت تبدیل به دشمن می شود
دشمن بر می خیزد و تبدیل به دوستت می شود

دنیای غریبی ست
هرچیزی را که می گویی نمی شود ، اتفاق می افتد
می گویی نمی افتم ، می افتی ، سقوط می کنی
می گویی غافلگیر نمی شوم ، غافلگیر و متعجب
می شوی

عجیب ترینش هم این است که ،
می گویی مُردم ، اما باز هم زنده می مانی...
دیدگاه ها (۴)

تنهایی بلده ...یه روز که نشستی وسط مهمونی و داری از ته دل می...

یه وقتایی خودتو الکی شاد نشون میدی تا مجبور نشی سوالات و نگا...

‌‌گفتنی نیستولی بی تو کماکان در مننفسی هست، دلی هست،ولی جانی...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط