در حکایت سلفی!

هی بگیریم در اینجا و در آنجا سلفی!
داستانی شده در مملکت ما #سلفی !

لحظۀ #زلزله و موقع #آتش‌_سوزی
اوّلین کار تو در #قلب_بلایا سلفی!

گر چه نشناسد بقّال سر #کوچه  مرا
کرده السّاعه مرا #شهره_دنیا سلفی

#ختنه‌سوران ِ علی‌جان #پسر_همسایه !
با چه این #خاطره را ثبت کنم؟ با سلفی!

بر سر سفرۀ رنگین که نشستی، لطفاً
قبل از آنکه بخوری #مرغ و مسمّا سلفی!

به همه می‌رسد ای مجلسیان، هُل ندهید،
تا بگیرم دو-سه‌ تا با «فدِریکا» سلفی!

مرده #استاد و یکی شاد که از آن #مرحوم
داخل #گوشی او هست هف-هش(!) تا سلفی!

در رثایش همه گویند: دریغا استاد!
یکی آن‌ گوشه بگرید که: #دریغا سلفی!

فرصت سلفیِ من #شکر خدا فوت نشد
چونکه انداخته‌ام  با متوفّی سلفی!

⚡️ ⚡️ ⚡️
من همین‌الآن با #شعر جدیدم یهویی!
سه-دو-یک، فرت!  سپس Share! بفرما سلفی!

✍ #سعید_سلیمان_پور
#بوالفضول_الشعرا
#سلفی
#شعر_طنز


؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی
#سرای_فارسی
#آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک
#حکایت
#گوشه #قلب #بلا #رنگین
#علی #متوفی #فدریکا
#سفره #مملکت #بقال #همسایه
دیدگاه ها (۳)

خبر آمد که بهار دل ما آمده استمژده‌ی کم شدن فاصله‌ها آمده اس...

پدر كه باشي مجبوري فرق بين صورتي ياسي آدامسي و كالباسي را بف...

خبر آمد خبری در راه استسرخوش آن دل که از آن آگاه استشاید این...

گاهی توکل متوکل به هادی است . . .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط