{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خبر آمد که بهار دل ما آمده است

خبر آمد که بهار دل ما آمده است
مژده‌ی کم شدن فاصله‌ها آمده است
باز از عرش خداوند ندا آمده است
بندگان ماه خدا، ماه خدا آمده است

من که پابند هوس ها و گناهم چه کنم؟
نفسِ سوخته ای در تهِ چاهم چه کنم؟

خبر آمد که کریم آمد و در واشده است
سفره پرداز قدیم آمد و در وا شده است
اسم رحمان و رحیم آمد و در وا شده است
درد عصیان مرا خویش مداوا شده است

آی مردم به خدا ربِّ رحیمی داریم
سجده آرید، خداوند کریمی داریم

ای که بخشنده ی هر جرم و گناهی، العفو
به پشیمان شدگان نیز پناهی، العفو
من پشیمان شده ام ؛ نیم نگاهی، العفو
یا الهیّ و الهیّ و الهی العفو

سائلی را به سر سفره‌ی خود راه بده
من گدای توأم ای حضرت الله- بده!

یارب این سوخته دل را که محک لازم نیست
بچه‌ای را که کتک خورده، فلک لازم نیست
گرد خوان تو فقیرم من و شک لازم نیست
تا سر سفره حسین است نمک لازم نیست

به لبم خورد کمی آب، مرا بخشیدند
ای فدای لب ارباب، مرا بخشیدند.

✍️ شاعر: #امیر_عظیمی

؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
#شهر_رمضان #ماه_رمضان #ماه_مبارک_رمضان
دیدگاه ها (۰)

پیش از تو #آب معنی #دریا شدن نداشت#شب مانده بود و جرأت #فردا...

#دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست تو مرا باز رساندی به یقینم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط