من از مستي هراسم نيست ،
من از مستي هراسم نيست ،
از آن مستان بی مقدار مي ترسم !
ز عشق هرگز نترسيدم ؛گريزانم از آن عاشق
که يک دل دارد و يکصد هزار دلبر!!
و نام عشق را بر خاک ميمالد
و هر دم در خيال خويش
تمنای نگار تازه ای دارد !!
ز تنهائی مرا پروا نبود هرگز ؛از آن تن ها
که بر تن ميزنند چنگي ز نامردی گريزانم
در اين آشفته بازار رفاقت ها
به دنبال رفيقی ناب ميگردم،
زهی باطل خيالم راکه من مخمور و
اينک در پی يک خواب ميگردم !!!
از آن مستان بی مقدار مي ترسم !
ز عشق هرگز نترسيدم ؛گريزانم از آن عاشق
که يک دل دارد و يکصد هزار دلبر!!
و نام عشق را بر خاک ميمالد
و هر دم در خيال خويش
تمنای نگار تازه ای دارد !!
ز تنهائی مرا پروا نبود هرگز ؛از آن تن ها
که بر تن ميزنند چنگي ز نامردی گريزانم
در اين آشفته بازار رفاقت ها
به دنبال رفيقی ناب ميگردم،
زهی باطل خيالم راکه من مخمور و
اينک در پی يک خواب ميگردم !!!
- ۷۶۸
- ۰۶ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط