امپر یالیست ها
قرار شد کتاب آقای روزولت را با هم بخوانیم[۱]. نام کتاب ایشان را دیدیم: «ضد کودتا، مبارزه برای کنترل ایران»[۲]. کتاب اوایل پائیز گذشته منتشر شده است و کم و بیش خاطرات آقای روزولت است از کودتای ۲۸ مرداد.
۱- آقای روزولت جاسوس است و جاسوس هم باید رازدار باشد اما آقای روزولت جاسوسی است که میخواهد خاطرات هم بنویسد یعنی به ناچار باید «اسرار مگو» را بگوید. و این کار هر کس نیست و بخصوص کار آقای روزولت نیست. روش ایشان هم گفتن است و هم نگفتن. هم جعل تاریخ است و هم تاریخنگاری. و برای این منظور هزار ترفند میزند. به کتابش لحن داستانی میدهد که خواننده نفهمد کجایش واقعیت است و کجایش افسانه. در شرح وقایع، نظم تاریخی را رعایت نمیکند و در شرح جریان امور به کمک روش مرضیه «یادآوری گذشته» خواننده را سر درگم میکند. اسامی مستعار به کار میبرد و ذکر هم نمیکند در چه مواردی. این است که از همهٔ اسامی که ذکر میکند برخی که معلوم است مستعار نیست (مثل دالس، آیزنهاور، شاه و زاهدی و چرچیل و…) و برخی دیگر هم که معلوم است مستعار است و این وسط مقداری اسامی دیگر میماند که خواننده نمیفهمد اسامی واقعی هستند و یا جعلی (کوویه، بلاک، نشاشیبی).
۲- آقای روزولت دروغگو هم هست: پنهانکاری دروغگوای را به دنبال میآورد. نمیخواهد بگوید دقیقاً چه زمانی در ایران بوده و در این مدت چند بار از ایران خارج شده و به کجاها رفته است. و البته نمیخواهد هم بگوید با چه کسانی در ایران تماس و چه نوع تماسی داشته است.
۳- آقای روزولت «بیسواد» است: اشاراتی که به ایران میکند، نشانیهایی که در مورد تهران به دست میدهد، کلمات فارسی که به کار میبرد هیچکدام از اشتباه بیبهره نیست.
۴- و البته آقای روزولت مغرض هم هست. با نهضت نفت و مصدق، مظهر آن، دشمنی دارد. آمده است ایران که با کمونیسم بجنگد. او هم از دنکیشوتهای جنگ سرد است. میخواهد بگوید ایران را که داشت از دستمان در میرفت «کنترل» کردیم. البته این میان میکوشد «شرکت نفت انگلیس و ایران» را محرک اصلی قلمداد کند: آنها بودهاند که مبتکر اصلی طرح بودهاند و نه دولت فخیمهٔ بریتانیای کبیر و نه ایالات متحد آمریکای شمالی این را میگویند تحلیل تاریخی.
۵- آقای روزولت کمحافظه است و این اگر صفت لازم دروغگویان است برای تاریخنویسان لااقل نقص عمدهای است. آقای روزولت از آنچه در فیلم تلویزیونی «عروج و سقوط سیا» گفته بود در کتاب خود چیزی به خاطر نمیآورد.
با همهٔ این حرفها، کتاب آقای روزولت خواندنی است. روایت ایشان از «کودتای ۲۸ مرداد» را باید بخوانیم. به خیلی حرفها میتوان پی برد و به خیلی مسائل میتوان اشاراتی یافت. بنابراین رسیدگی مجدد به حساب آقای روزولت را بگذاریم برای آخر کار. فعلاً کوشش کنیم آن مقدار از مطالب کتاب را که مستقیماً به چگونگی طرحریزی و انجام کودتای ۲۸ مرداد مربوط میشود بخوانیم. به این منظور مطالب کتاب را با رعایت ترتیب وقوع تاریخی خود تنظیم میکنیم. آنجا که لازم شده عین کلام ایشان به فارسی برگردانده شده واین عمل با به کار بردن «گیومه» مشخص شده است. در موارد دیگر جان کلام را آوردهایم و در همهٔ موارد صفحات کتاب را بینالهلالین ذکر کردهایم تا اگر کسی خواست به اصل کتاب هم مراجعهای کند کارش آسانتر شده باشد.
۱- آقای روزولت جاسوس است و جاسوس هم باید رازدار باشد اما آقای روزولت جاسوسی است که میخواهد خاطرات هم بنویسد یعنی به ناچار باید «اسرار مگو» را بگوید. و این کار هر کس نیست و بخصوص کار آقای روزولت نیست. روش ایشان هم گفتن است و هم نگفتن. هم جعل تاریخ است و هم تاریخنگاری. و برای این منظور هزار ترفند میزند. به کتابش لحن داستانی میدهد که خواننده نفهمد کجایش واقعیت است و کجایش افسانه. در شرح وقایع، نظم تاریخی را رعایت نمیکند و در شرح جریان امور به کمک روش مرضیه «یادآوری گذشته» خواننده را سر درگم میکند. اسامی مستعار به کار میبرد و ذکر هم نمیکند در چه مواردی. این است که از همهٔ اسامی که ذکر میکند برخی که معلوم است مستعار نیست (مثل دالس، آیزنهاور، شاه و زاهدی و چرچیل و…) و برخی دیگر هم که معلوم است مستعار است و این وسط مقداری اسامی دیگر میماند که خواننده نمیفهمد اسامی واقعی هستند و یا جعلی (کوویه، بلاک، نشاشیبی).
۲- آقای روزولت دروغگو هم هست: پنهانکاری دروغگوای را به دنبال میآورد. نمیخواهد بگوید دقیقاً چه زمانی در ایران بوده و در این مدت چند بار از ایران خارج شده و به کجاها رفته است. و البته نمیخواهد هم بگوید با چه کسانی در ایران تماس و چه نوع تماسی داشته است.
۳- آقای روزولت «بیسواد» است: اشاراتی که به ایران میکند، نشانیهایی که در مورد تهران به دست میدهد، کلمات فارسی که به کار میبرد هیچکدام از اشتباه بیبهره نیست.
۴- و البته آقای روزولت مغرض هم هست. با نهضت نفت و مصدق، مظهر آن، دشمنی دارد. آمده است ایران که با کمونیسم بجنگد. او هم از دنکیشوتهای جنگ سرد است. میخواهد بگوید ایران را که داشت از دستمان در میرفت «کنترل» کردیم. البته این میان میکوشد «شرکت نفت انگلیس و ایران» را محرک اصلی قلمداد کند: آنها بودهاند که مبتکر اصلی طرح بودهاند و نه دولت فخیمهٔ بریتانیای کبیر و نه ایالات متحد آمریکای شمالی این را میگویند تحلیل تاریخی.
۵- آقای روزولت کمحافظه است و این اگر صفت لازم دروغگویان است برای تاریخنویسان لااقل نقص عمدهای است. آقای روزولت از آنچه در فیلم تلویزیونی «عروج و سقوط سیا» گفته بود در کتاب خود چیزی به خاطر نمیآورد.
با همهٔ این حرفها، کتاب آقای روزولت خواندنی است. روایت ایشان از «کودتای ۲۸ مرداد» را باید بخوانیم. به خیلی حرفها میتوان پی برد و به خیلی مسائل میتوان اشاراتی یافت. بنابراین رسیدگی مجدد به حساب آقای روزولت را بگذاریم برای آخر کار. فعلاً کوشش کنیم آن مقدار از مطالب کتاب را که مستقیماً به چگونگی طرحریزی و انجام کودتای ۲۸ مرداد مربوط میشود بخوانیم. به این منظور مطالب کتاب را با رعایت ترتیب وقوع تاریخی خود تنظیم میکنیم. آنجا که لازم شده عین کلام ایشان به فارسی برگردانده شده واین عمل با به کار بردن «گیومه» مشخص شده است. در موارد دیگر جان کلام را آوردهایم و در همهٔ موارد صفحات کتاب را بینالهلالین ذکر کردهایم تا اگر کسی خواست به اصل کتاب هم مراجعهای کند کارش آسانتر شده باشد.
- ۲.۰k
- ۲۸ مرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط