اشک من هویدا شد
اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریا شد
در میان اشک من سایه تو پیدا شد
موج آتشی از غم زان میانه پیدا شد
تو برفتی وفا نکرده نگهی سوی ما نکرده
نکند ای امید جانم که نیایی خدا نکرده
به یاری شکستگان چرا نیایی
چه بی وفا چه بی وفا چه بی وفاییی
تو که گفتی اگر ز آتشم کشی وگر ز غم کشی تو را رها نمکینم من
نکشته ام تورا. ز غم نه آتشت به جان زدم که میکشی تو ز من دامن
اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریا شد
در میان اشک من سایه تو پیدا شد
دیده ام چو دریا شد
در میان اشک من سایه تو پیدا شد
موج آتشی از غم زان میانه پیدا شد
تو برفتی وفا نکرده نگهی سوی ما نکرده
نکند ای امید جانم که نیایی خدا نکرده
به یاری شکستگان چرا نیایی
چه بی وفا چه بی وفا چه بی وفاییی
تو که گفتی اگر ز آتشم کشی وگر ز غم کشی تو را رها نمکینم من
نکشته ام تورا. ز غم نه آتشت به جان زدم که میکشی تو ز من دامن
اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریا شد
در میان اشک من سایه تو پیدا شد
- ۱.۲k
- ۱۲ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط