{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشک من هویدا شد

اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریا شد
در میان اشک من سایه تو پیدا شد
موج آتشی از غم زان میانه پیدا شد
تو برفتی وفا نکرده نگهی سوی ما نکرده
نکند ای امید جانم که نیایی خدا نکرده
به یاری شکستگان چرا نیایی
چه بی وفا چه بی وفا چه بی وفاییی
تو که گفتی اگر ز آتشم کشی وگر ز غم کشی تو را رها نمکینم من
نکشته ام تورا. ز غم نه آتشت به جان زدم که میکشی تو ز من دامن
اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریا شد
در میان اشک من سایه تو پیدا شد
دیدگاه ها (۵)

خدایا!من دلم قرصه!کسی غیر از تو با من نیستخیالت از زمین راحت...

ســــــــــلام صــــــــــبح اول هفته همگے بخیروشادی هفته خو...

خلوت گزيده را به تماشا چه حاجت است چون کوي دوست هست به صحرا ...

بنگر به چرخ زمان که کمرشکن است / منگر به مد لباس که آخرش کفن...

رقص با سایه ها پارت یک

اشک من هویدا شددیده ام چو دریا شددرمیان اشک منسایه ی تو پیدا...

تو که گفتی اگر به آتشم کِشی ، و گر ز غصه ام کُشی ، تو را رها...

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم شکستی و نشکستم، بُریدی و ...

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدمشکستی و نشکستم، بُریدی و ن...

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدمشکستی و نشکستم، بُریدی و ن...

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدمشکستی و نشکستم، بُریدی و ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط