{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو هفته پیش مامانم رفته بود اصفهان دریغ از یه دونه گز یا

دو هفته پیش مامانم رفته بود اصفهان دریغ از یه دونه گز یا پولکی که سوغاتی بیاره الان واسمون مهمون اومده مامانم خونه نبود زنگ زده میگه : چای دم کن بعد برو توی اتاق من توی کمد لباسام پشت چمدون سیاهه یه بالش آبیه اونو ور دار
زیرش یه ساک قهوه ایه
توی ساک قهوه ایه یه ساک زرشکیه
از توی اون یه بسته سوهان عسلی بردار بزار جلو مهمون تا من بیام
دیدگاه ها (۳)

چقدر دلم گرفته....:-(((

چشماتو میبندی اگه دستاما بگیری،شاید از لرزش دستام یا از این ...

,

.

دو هفته پیش مامانم رفته بود اصفهان دریغ از یه دونه گز یا پول...

دو هفته پیش مامانم رفته بود اصفهان دریغ از یه دونه گز یا پول...

دو هفته پیش مامانم رفته بود اصفهان دریغ از یه دونه گز یا پول...

دو هفته پيش مامانم رفته بود اصفهان؛ دريغ از يه دونه گز يا پو...

دو هفته پيش مامانم رفته بود اصفهان دريغ از يه دونه گز يا پول...

دو هفته پیش مامانم رفته بود اصفهان دریغ از یه دونه گز یا پول...

دو هفته پیش مامانم رفته بود اصفهان دریغ از یه دونه گز یا پول...

دو هفته پیش مامانم رفته بود اصفهان دریغ از یه دونه گز یا پول...

دو هفته پیش مامانم رفته بود اصفهان دریغ از یه دونه گز یا پول...

part¹توی خواب نازم بودم که با جیغ جیغ های میریا بیدار شدم او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط