عروسک

دوباره شعر نوشتم بخوانی اش که نخواندی
شدم عمارت و بانوی ما شدی و نماندی

چه مخفیانه نبردی هزار و یک دل از این شهر
چه چشم های مریضی که سمت خود نکشاندی

عروسکی شده ای توی دست هرزه پرستان
ولی به قیمت این هرزگی مرا تو پراندی

به وصف آن همه زیبایی ات غزل شده بودم
برای من تو به جای ترانه فاتحه خواندی

به روی آن همه یادآور گذشته شدم خاک
تو گرد و خاک مرا از هر آنچه مانده تکاندی

حسین حیدری"رهگذر"

اثری از مجموعه هشتم
مجموعه اشعار مرگبار
فصل سوم (بهارِ صفر)
تاریخ انتشار غزل عروسک:
۱۴۰۰/۱/۵

سال جدید مبارک ✨
حسین حیدری رهگذر

─═ঊঈঊঈ مــرگـبـــار ঊঈঊঈ═─


#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #پست_جدید #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن #خاص #عاشقانه #عشق #تنهایی #عکس_پروفایل #تکست #طنز
دیدگاه ها (۲)

عشقِ پریچهره ام

عزیزم

مرگبار

دل آرام نشد

اینجا نه

دلبرکم

نــنگــ̅̅م̅̅ـ̅̅ـ̅̅̅̅ج̅̅ـ̅̅ـ̅̅̅̅م̅̅ـ̅̅ـ̅̅و̅̅ع̅̅ـ̅̅ـ̅̅ه ه̅̅ش̅̅...

تیر رَس

میان گریه و بغض

تک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط