K.K.MEOW?!⁶

P.6
...فلش‌بک…"روز اول مدرسه"...
:از زبان شیتا:
میوو روز اول مدرسه شروع شده!😍سرعتمو بیشتر می‌کنم و تندتر می‌دوم سمت دبیرستان.وقتی می‌رسم پنجولامو می‌زارم رو زانوهام تا کمی نفس بگیرم.آروم نفس عمیقی می‌کشم و زمزمه می‌کنم.
+دارک‌لایت!
گوش‌ها و دم گربه‌ایم از بین می‌رن و شبیه آدما می‌شم.چند قدم برمی‌دارم و به اطراف نگاه می‌کنم که یکدفعه صدای آشنایی باعث می‌شه مکث کنم و بایستم.
-هی بچه‌ها اینجارو ببینین!

+میو؟
سرمو برمی‌گردونم که می‌بینم یک پسر با موهای بلوند و چشمای زاغ و چندتا تا از دوستاش پشتم ایستادن.برمی.گردم سمتشونو و موهامو پشت گوشم می‌برم.
+ایتاچی ساما..میو شیتا می‌تونه کمکتون کنه؟
لبخند می‌زنم و صاف می‌ایستم.
-چه لباس فرم خوبی داری شیتا چان

+میو؟؟
گیج نگاهش کردم که میاد سمتم.محکم یقمو می‌گیره و می‌کشم سمت خودش که شوکه و عصبی نگاش می‌کنم.
+ای‌.ایتاچی سا-

-وقتی که تبدیل شدی دیدمت

+میو منظورتو نمی‌فه-
صداشو بالا می‌بره طوری که همه کسایی که اطرافمون بودن بهمون نگاه می‌کنن.
-تو با بقیه آجین‌هایی که دیدم فرق داری!خیلی دوست دارم بدونم دقیقا چجور موجودی هستی که راحت از در مدرسه بدون مشکل رد شدی!
و بله دوباره شروع شد.
بزارین یک معرفی داشته باشیم.رِتریوِرپال ایتاچی ملقب به پسر طلا نشان یکی از قلدور هاییه که از وقتی تو دبیرستان پا گذاشتم مدام دنبال اذیت و آزار هم نوع‌های منه.چرا؟چون آجین‌ها موجودات نیمه انسان و نیمه حیوانی بودن که تحت فرمان و یا به عبارتی برده انسان‌ها در قرن‌های قبلی بودن.اما با ایجاد صلح انگار هنوزم بعضی انسان‌ها نمی‌خوان این رفتار عوضی مانندشون رو عوض کنن.با غرور هم می‌تونم بگم نسل آجین‌ها طی زمان پیشرفت کرد و به بیست تبدیل شد.بیست نسخه پیشرفته‌تر آجین به حساب میاد اما با این امر چون به رسمیت هنوز اکثر مردم بیست‌ها رو نمی‌شناسن دنبال اونها هستن.چون سلسله بندی خاصی در بیست ها وجود داره که همین سلسله بندی اونا رو از آجین ها جدا می‌کنه و خاص.حالا می‌پرسین مشکل این پسر با من چیه؟؟خب ساده‌ و خلاصه می‌گم ایتاچی ساما سلسله بندی منو مورد بررسی قرار داده فهمیده یک عیبی در سلسله بندی من وجود داره که باعث شده من توجهشو جلب کنم و بخواد آزار و اذیتشو رو من خالی کنه.در نتیجه الان کینه شتری کرده با من...
متعجب نگاش کردم.
+چ.چی؟!

-وقتی از در مدرسه رد می‌شی مدرسه ساختارتو اسکن می‌کنه‌؛و وقتی که اسکن می‌شی یک نشان روی مچ دستت ایجاد می‌شه
مچ دستمو محکم می‌گیره و میاره بالا.نگاش می‌کنه.
-ولی تو مهر نداری
پوزخندی می‌زنه که حس خوبی بهش نداشتم...
-که یعنی...
یقمو محکم هول می‌ده که از پشت می‌افتم رو زمین.میاد سمتم و یک لگد محکم بهم می‌زنه.
+هی!

-تو هنوزم یک معیوبی!بیشتر خودتو مثل ضعیفا نشون بده تا حس بهتری به خودمون بگیریم هیولا!
به شکل متوالی چندتا لگد می‌زنه بهم که باعث می‌شه بخوام تو خودم جمع شم.بعد چندثانیه لگدهاش با دستی که روی شونه‌اش می‌شینه قطع می‌شن.
-هع؟
با خشم برمی‌گرده که یک مشت حواله صورتش می‌شه.محکم به عقب پرت می‌شه و صورتشو می‌گیره.
-هوی!چه مرگته عوضی؟!
وقتی متوجه می‌شم ایتاچی ساما پرت شد زمین متعجب به کسی که بهش مشت زد نگاه کردم.چشمایی براق به سرخی برزخ...موهای سفید مثل ارواح خبیث...قامتی به اندازه پادشاهان اوجی یا شایدم کامی‌دره(توضیحشون تو عکسای بالا)...صبرکن...م.میو این دیگه چیه؟!یک شیطان؟!؟!
-گوشات مگه مشکل دارن؟!
اون پسر قلنج انگشتاشو شکوند و با نگاه نفرت‌انگیز و تمسخرآمیزی بهش نگاه کرد.
×اوه شرمنده..دستم خود به خود حرکت کرد

-که دستت در رفت هان؟!نیازی نیست ازش دفاع کنی!اگر می‌دونستی اون چجور موجودیه اینطوری ازش دفاع نمی‌کردی!
با بیخیالی و سردی جواب داد.
×اوه واقعا؟ولی انگار اون‌موجودی که فعلا جلوه بدی داره انگار تویی
انگار اصلا براش مهم‌نبود چی شده!میو این کیه؟چشماش حالت خاصی پیدا می‌کنن که ایتاچی می‌ترسه و سریع بلند می‌شه.
-هنوز کارمون تموم نشده!
وقتی ایتاچی می‌ره اون پسره برمی‌گرده و بهم نگاه می‌کنه.
شیتا:میو؟!
دیدگاه ها (۰)

#سناریو وقتی بازوشو گاز میگیریمنامجون: اول خشکش می‌زنه و با ...

— شنیدی؟ وقتی حرف می‌زنه، انگار داره یه ملودی رو زمزمه می‌کن...

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوجی ایتادوری)وقتی ناراحتی، با ک...

واکنش پسرای توکیو ریونجرز اگه بهشون اعتراف کنی عاشقشی

رمان یک نیمکت فاصله

🟡 #آیه_تراپی | وقتی از کم خودت به کسی کمک کردی و ته حسابت رو...

چقدر توصیف زیبایی

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

ܢܚ... درخواستی𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 چی میشه اگر ا\ت توی بلولاک گم بشه؟!𓆩...

اگه دوست پسرمون باشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط