{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۶

پارت ۱۶

من، دیانا بیا بریم حاضر شیم
دیا، باشه عشقم
من، یه تیشرت سفید پوشیدم بایه شلوار جین
دیا، یه تیشرت سفید پوشیدم با یه کت جین و شلوار جین

دیا، رفتم پایین و منتظر ارسلان بودم
ارسلان، رفتم پایین دیدم دیانا جلوی در گفتم بریم عزیزم
دیا، بریم نفسم
ارسلان،خوب دیاناخانم کجا بریم
دیا، بریم شهربازی
ارسلان، چشم
دیا، رسیدیم شهر بازی
ارسلان،بریم ترن بعد بریم ماشین و چرخفلک و ایرهاکی
دیا، آخه من از چرخفلک و ترن میترسم
ارسلان،وقتی من پیشتم نترس
دیا، باشه 🙃
ارسلان، اول رفتیم ترن
دیا، ترن راه افتاد
مرسی از حمایت هاتون لایک و کامنت فراموش نشه
و اینکه ببخشید کم بود چون حالم زیاد خوب نیست برام دعا کنید مرسی🙃
دیدگاه ها (۵)

پارت ۱۷ دیا، ترن راه افتاد و من جیغ زدم ارسلان، دیانا جیغ ز...

پارت ۱۸ دیانا داشتیم سوار ماشین می‌شدیم که چشمم خورد به یه ب...

پارت ۱۵من، تو باهام یه دقیقه باهام حرف نزنی من میمیرم دیا،....

پارت ۷ دیا، ارباب بریم من، بریم یه چی بخوریم بعد بریم خونه ر...

#قمار_سرنوشت پارت¹⁹تو پاساژ چند تا مغازه دیدیم اما من از لبا...

my little mochi:part1ویو یونگی:بلخره از اون شرکت لعنتی اومدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط