{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذر شبی به خلوت این همنشین درد

بگذر شبی به خلوت این همنشین درد
تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد
خون می رود نهفته ازین زخم اندرون
ماندم خموش و آه که فریاد داشت درد
این طرفه بین که با همه سیل بلا که ریخت
داغ محبت تو به دل ها نگشت سرد
من بر نخیزم از سر راه وفای تو
از هستی ام اگر چه بر انگیختند گرد
روزی که جان فدا کنمت باورت شود
دردا که جز به مرگ نسنجند قدر مرد!
ساقی بیار جام صبوحی که شب نماند
و آن لعل فام خنده زد از جام لاجورد
باز آید آن بهار و گل سرخ بشکفد
چندین منال از نفس سرد و روی زرد
در کوی او که جز دل بیدار ره نیافت
کی می رسند خانه پرستان خوابگرد
خونی که ریخت از دل ما ، سایه ! حیف نیست
گرزین میانه آب خورد تیغ هم نبرد
دیدگاه ها (۲)

بگذر شبی به خلوت این همنشین دردتا شرح آن دهم که غمت با دلم چ...

ساقی بیار جام صبوحی که شب نماندو آن لعل فام خنده زد از جام ل...

بگذر شبی به خلوت این همنشین دردتا شرح آن دهم که غمت با دلم چ...

#فال_روزانه...#فال_حافظ...فال امروز شما یکشنبه 16 اردیبهشت 9...

هیچ زیبایی روشن تر از یک دل مهربان نمی درخشد✨🌸❤🌱(っ˶´ ˘ `)っ(˶...

❉᭄͜͡l𝐓𝐔𝐑𝐊❉᭄͜͡                    🎶🎶🎵🎵                     سل...

خوب می دانم بعد از "تو"دیگر هیچ وقتآن آدم قبل نخواهم بودنه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط