با خارها راهش را میبندم: شباهت داروینیسم و بهائیت
به نظر شما منظور داروین از فرگشت و تکامل انسانها(از میمون به آدم)چیست؟
🔍آیا ما امروز به تکامل رسیدیم؟
نگاهی به اطراف میاندازیم و میبینیم انسان امروز نسبت به گذشتگان به دلیل مصرف پلاستیک و ماشین و برق و صنایع وابسته به آنها پیشرفته محسوب میشود اما در عین حال به دلیل دریافت تشعشعات و یا صنعتی شدن مواد غذایی و دارویی به نسبت گذشتگان خود پسرفت داشته است.
🔎این که اسمش تکامل نیست.
البته داروین نظریه فرگشت را از روی دست جیمز برنت برداشته که معروف به لرد مونبودو بود و میگفت: «بر خلاف ادعای سفر پیدایش، (تورات) تاریخ انسان، سقوط از کمال اولیه نیست، بلکه یک تکامل پررنج است.»
در واقع اینها نه تنها پیروان خود را از حقیقت آفرینش دور کردند بلکه به نبرد با حضرت عیسی (علیه السلام) نیز رفته بودند چرا که او همانند حضرت آدم (علیه السلام) با این دستور خدا که فرمود:« باش پس شد(کن فیکون)» آفریده شد.
داروین علاوه بر الحاد و انکار قدرت خدا، پیروان خود را در قیف ضلالت(تصور جاودانگی) قرار داد تا خیال کنند ″حب به بقای ذات″ در موجودات علامت ″گرایش به جاودانگی″ است. داروین میگفت″ تنازع بقا″ (قانون جنگل) باید به رسمیت شناخته شود و کمک به ضعفا بیدلیل است. تمام اقوام ضعیفتر باید توسط قویتر از خود نابود شوند تا طبیعت کار خودش را بکند.
(زیرساخت این القائات، رسیدن به برتری قوم یهود بر دیگران بود بخصوص که حالا آنها به دلیل اعتقاد به تورات برتر از تمام کسانی تلقی میشوند که به داروینیسم و عقبهی میمونی باور دارند)
عقاید فاسد تنازع بقای داروین، منجر به این شد که در فاشیسم انسانهای ناتوان و معلول اعدام شوند، و در اقتصاد کاپیتالیستی نیز شرکتهای بزرگ، کسب و کارهای کوچک را منهدم کنند.
🔍بررسی ضلالت داروینیسم را ادامه میدهیم:
داروین میدانست که فقط جان دوستی برای ایجاد فرقه ضاله یهودی و القای حلول (شکستن عهد حی قیوم) کافی نیست پس صفات خدایی را هم به این ترکیب اضافه کرد و عنوان "انطباق با محیط" را به نظریه فرگشتی تزریق کرد. به صورتیکه یک نیروی حلولی ناخودآگاه، موجودی را که میخواهد ″حی″ بماند، با هر شرایط جدید تطبیق میدهد.
یهودیان از آنچه داروین برای ضلالت و گمراهی غیریهودیان ساخته و پرداخته بسیار کیف کردند؛ جوری که در کتاب پروتکلهای صهیونیسم آمده است: «تصور نکنید که این چیزهایی که میگوییم حرف است. ملاحظه کنید که ما موفقیت داروین، مارکس و نیچه را از قبل ترتیب دادهایم و آثار غیر اخلاقی این علوم در فکر انسانهای غیر یهودی کاملا برای ما روشن خواهد شد؛ یک فرد متفکر در بین غیر یهودیان وجود ندارد که تشخیص دهد، که در هر صورت پشت کلمهی پیشرفت، گمراهی و انحراف از حق، مخفی میباشد.»
داروین در سال ۱۸۷۹ (یعنی حوالی همان سالها که جنازه علیمحمد شیرازی، خدای بهائیت را به عکا منتقل کردند و پتخ تیکوا بعنوان مادر شهرهای اشغالی اسرائیل نامیده شد)در نامهای به یکی از دوستان خود مینویسد: «در شدیدترین نوسانهایم، هرگز یک آتئیست(کافر) نبودهام… واژهٔ آگنوستیک (گمراه) توصیف درستتری از وضعیت فکری من به دست میدهد.»
آری داروین یکی از کارگزاران یهود بود که با حمایت دستگاه سلطنتی انگلیس نظریه تکامل و فرگشتی (میمون به آدمیزاد) را در زرورق تکامل و پیشرفت بسط داد و باور به چگونگی خلقت را داخل قیف ضلالت گذاشت و یهودیان نیز مطمئن بودند هیچکس مانع گمراه سازی آنها نخواهد شد. این خیال با توجه به ساختن کثافت بهائیت خیالی باطل بود.
ضلالت در بهائیت ضلالتی گسترده است که با اهرم تسجیل و تثبیت، تمام حقایق اسلام مورد هجوم و ضربه قرار میگیرند، قبله تغییر میکند، حلال و حرام خدا عوض میشود و ″بها″ آینهی ″اهب″پادشاه شرور اسرائیل میشود.
یهودیان خدایی را که در داروینیسم یواشکی موجب تطبیق با محیط بود ناشیانه در قالب چند معتاد جا انداختند تا پیروانشان همچون کرمهای خاکی، نوعی کپک تولید کنند که خاک را تغییر خواهد داد. تعفنی که از سال ۱۸۷۶ موجب غصب خاک مقدس فلسطین شد و شاید آنچه که داروین بصورت نمادین در آخرین کتابش به آن اشاره داشت همین بود.
━━⊰طوبی لمن یری عکة⊱━━
#سنگی_برداشتم☝️
#مرگ_بر_اسرائیل✊
#نابودبادبهائیت☄️
#حیفادرآتش🔥
🔰🔰🔰🔰🔰
https://eitaa.com/hifadaratash
🔍آیا ما امروز به تکامل رسیدیم؟
نگاهی به اطراف میاندازیم و میبینیم انسان امروز نسبت به گذشتگان به دلیل مصرف پلاستیک و ماشین و برق و صنایع وابسته به آنها پیشرفته محسوب میشود اما در عین حال به دلیل دریافت تشعشعات و یا صنعتی شدن مواد غذایی و دارویی به نسبت گذشتگان خود پسرفت داشته است.
🔎این که اسمش تکامل نیست.
البته داروین نظریه فرگشت را از روی دست جیمز برنت برداشته که معروف به لرد مونبودو بود و میگفت: «بر خلاف ادعای سفر پیدایش، (تورات) تاریخ انسان، سقوط از کمال اولیه نیست، بلکه یک تکامل پررنج است.»
در واقع اینها نه تنها پیروان خود را از حقیقت آفرینش دور کردند بلکه به نبرد با حضرت عیسی (علیه السلام) نیز رفته بودند چرا که او همانند حضرت آدم (علیه السلام) با این دستور خدا که فرمود:« باش پس شد(کن فیکون)» آفریده شد.
داروین علاوه بر الحاد و انکار قدرت خدا، پیروان خود را در قیف ضلالت(تصور جاودانگی) قرار داد تا خیال کنند ″حب به بقای ذات″ در موجودات علامت ″گرایش به جاودانگی″ است. داروین میگفت″ تنازع بقا″ (قانون جنگل) باید به رسمیت شناخته شود و کمک به ضعفا بیدلیل است. تمام اقوام ضعیفتر باید توسط قویتر از خود نابود شوند تا طبیعت کار خودش را بکند.
(زیرساخت این القائات، رسیدن به برتری قوم یهود بر دیگران بود بخصوص که حالا آنها به دلیل اعتقاد به تورات برتر از تمام کسانی تلقی میشوند که به داروینیسم و عقبهی میمونی باور دارند)
عقاید فاسد تنازع بقای داروین، منجر به این شد که در فاشیسم انسانهای ناتوان و معلول اعدام شوند، و در اقتصاد کاپیتالیستی نیز شرکتهای بزرگ، کسب و کارهای کوچک را منهدم کنند.
🔍بررسی ضلالت داروینیسم را ادامه میدهیم:
داروین میدانست که فقط جان دوستی برای ایجاد فرقه ضاله یهودی و القای حلول (شکستن عهد حی قیوم) کافی نیست پس صفات خدایی را هم به این ترکیب اضافه کرد و عنوان "انطباق با محیط" را به نظریه فرگشتی تزریق کرد. به صورتیکه یک نیروی حلولی ناخودآگاه، موجودی را که میخواهد ″حی″ بماند، با هر شرایط جدید تطبیق میدهد.
یهودیان از آنچه داروین برای ضلالت و گمراهی غیریهودیان ساخته و پرداخته بسیار کیف کردند؛ جوری که در کتاب پروتکلهای صهیونیسم آمده است: «تصور نکنید که این چیزهایی که میگوییم حرف است. ملاحظه کنید که ما موفقیت داروین، مارکس و نیچه را از قبل ترتیب دادهایم و آثار غیر اخلاقی این علوم در فکر انسانهای غیر یهودی کاملا برای ما روشن خواهد شد؛ یک فرد متفکر در بین غیر یهودیان وجود ندارد که تشخیص دهد، که در هر صورت پشت کلمهی پیشرفت، گمراهی و انحراف از حق، مخفی میباشد.»
داروین در سال ۱۸۷۹ (یعنی حوالی همان سالها که جنازه علیمحمد شیرازی، خدای بهائیت را به عکا منتقل کردند و پتخ تیکوا بعنوان مادر شهرهای اشغالی اسرائیل نامیده شد)در نامهای به یکی از دوستان خود مینویسد: «در شدیدترین نوسانهایم، هرگز یک آتئیست(کافر) نبودهام… واژهٔ آگنوستیک (گمراه) توصیف درستتری از وضعیت فکری من به دست میدهد.»
آری داروین یکی از کارگزاران یهود بود که با حمایت دستگاه سلطنتی انگلیس نظریه تکامل و فرگشتی (میمون به آدمیزاد) را در زرورق تکامل و پیشرفت بسط داد و باور به چگونگی خلقت را داخل قیف ضلالت گذاشت و یهودیان نیز مطمئن بودند هیچکس مانع گمراه سازی آنها نخواهد شد. این خیال با توجه به ساختن کثافت بهائیت خیالی باطل بود.
ضلالت در بهائیت ضلالتی گسترده است که با اهرم تسجیل و تثبیت، تمام حقایق اسلام مورد هجوم و ضربه قرار میگیرند، قبله تغییر میکند، حلال و حرام خدا عوض میشود و ″بها″ آینهی ″اهب″پادشاه شرور اسرائیل میشود.
یهودیان خدایی را که در داروینیسم یواشکی موجب تطبیق با محیط بود ناشیانه در قالب چند معتاد جا انداختند تا پیروانشان همچون کرمهای خاکی، نوعی کپک تولید کنند که خاک را تغییر خواهد داد. تعفنی که از سال ۱۸۷۶ موجب غصب خاک مقدس فلسطین شد و شاید آنچه که داروین بصورت نمادین در آخرین کتابش به آن اشاره داشت همین بود.
━━⊰طوبی لمن یری عکة⊱━━
#سنگی_برداشتم☝️
#مرگ_بر_اسرائیل✊
#نابودبادبهائیت☄️
#حیفادرآتش🔥
🔰🔰🔰🔰🔰
https://eitaa.com/hifadaratash
- ۴.۷k
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط