حکایت

حکایت
عجیبی است
آلزایمر را تو داری
اما بچه هایت
مروت را فراموش کرده


❤ ️

‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۳)

فقط حرفی که لیلا زد زندگیمو روشن کرد تو روی اون تاثیر عجیبی ...

بچه ها دیروز نتونستم فعالیت کنم چون رمز گوشی رو فراموش کرده ...

بچه ها یکی از دوستای صمیمیم فالوم کرده آبرو داری کنید و بهش ...

میترسم فراموشت کنم و تو منتظر باشیمیترسم منتظر باشمو تو فرام...

تو را گرچه فراموش کرده ام هرشببه خواب بالش من زار زار میایی#...

حالم بده مثل بچه ای که تو جمعیت مامانش و گم کرده😭😭🙃

آلزایمر بگیرم؛کنار ساحل قدم بزنمپرنده را نفهمم،پاییز را نفهم...

بچه ها داداشمونو فالو کنید تازه شروع به فعالیت کرده امروزم ت...

آرزو می کنم خورشیدِ زندگی ات را پیدا کنی و تمام ثانیه هایت ا...

صبح تو راه‌آهن بودم که اتفاق عجیبی توجهم رو جلب کرد؛دو تا بچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط