👋👋👋👋👋👋👋

👋👋👋👋👋👋👋

وقتی خزان آمد تورا از بیخ گوش من ربود
با چشم دل می دیدم و  چشمان سر در خواب بود
مشغول چشمانت شدم در خلسه ای بی انتها
چیزی نفهمیدم به جز شعری که چشمت می سرود

#رضاپور
دیدگاه ها (۱)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𖥻 ׁ ׅ  title ! ﹒  ◡◡  ‌   𝄃𝄂𝄀...

به آتش می‌کشد لبخند تو شرم حضورم رابیفکن شعله نان‌آور کن آغو...

اگر باور کنی یا نه تو را در خواب میدیدمدو چشمان قشنگت را شرا...

Iove and the moonPart20تقریبا داشیم آماده رفتن میشدیمکوک: مط...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

تهیونگ در ویورس برای آرمیا کامنت گذاشته😭👤: خواب دیدم که تِهی...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁵ویو: اتصبح با دل‌درد شدیدی از خو...

کهنه بیار و نو ببر... هنوز صدایش یادم بود؛ هر وقت می‌آمد، با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط