غروب در اوج غربت
غروب در اوج غربت
----
امشب شهادت نامه ی زهرا مقرر می شود
فردا علی تنها گلش از کینه پرپر می شود
امشب دل بشکسته ای آرام می گیرد ولی
فردا ز داغ فاطمه دلخسته حیدر می شود
امشب غریبی از وطن عزم سفر دارد به سر
فردا غریب دیگری بی یار و یاور می شود
امشب علی می سوزد و تکرار اندوهش به دل
فردا فراق مصطفی بر او مکرر می شود
امشب علی در خانه اش زانوی غم در بر کشد
فردا میان موج غم بشکسته لنگر می شود
امشب علی تنهاترین شبهای خود را سر کند
فردا سراسر در عزا از داغ کوثر می شود
امشب به موی دخترش زهرا زند شانه ولی
فردا پریشان ای خدا گیسوی دختر می شود
امشب حسین بن علی با فاطمه نجوا کند
فردا ولی لبریز غم از داغ مادر می شود
امشب سکوتی غم فزا در خانه ی مولا بود
فردا ز داغ فاطمه غوغای محشر می شود
امشب میان حجره ی اندوه "یاسر" بی قرار
فردا روان سوی جنان دخت پیمبر می شود
:'(
----
امشب شهادت نامه ی زهرا مقرر می شود
فردا علی تنها گلش از کینه پرپر می شود
امشب دل بشکسته ای آرام می گیرد ولی
فردا ز داغ فاطمه دلخسته حیدر می شود
امشب غریبی از وطن عزم سفر دارد به سر
فردا غریب دیگری بی یار و یاور می شود
امشب علی می سوزد و تکرار اندوهش به دل
فردا فراق مصطفی بر او مکرر می شود
امشب علی در خانه اش زانوی غم در بر کشد
فردا میان موج غم بشکسته لنگر می شود
امشب علی تنهاترین شبهای خود را سر کند
فردا سراسر در عزا از داغ کوثر می شود
امشب به موی دخترش زهرا زند شانه ولی
فردا پریشان ای خدا گیسوی دختر می شود
امشب حسین بن علی با فاطمه نجوا کند
فردا ولی لبریز غم از داغ مادر می شود
امشب سکوتی غم فزا در خانه ی مولا بود
فردا ز داغ فاطمه غوغای محشر می شود
امشب میان حجره ی اندوه "یاسر" بی قرار
فردا روان سوی جنان دخت پیمبر می شود
:'(
- ۴.۳k
- ۰۴ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط