{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای دریغا چه گلی ریخت به خاک

ای دریغا چه گلی ریخت به خاک
چه بهاری پژمرد
چه دلی رفت به باد
چه چراغی افسرد
هر شب این دلهره طاقت سوز
خوابم از دیده ربود
هر سحر چشم گشودم نگران
چه خبر خواهد بود ؟
سرنوشت دل من بود درین بیم و امید
آه ای چشمه نوشین حیات
ای امید دلبند
گرچه صد بار دلم از تو شکست
هیچ گاه از لب نوشت نبریدم پیوند
آخر ای صبحدم خون آلود
آمد آن خنجر بیداد فرود
شش ستاره به زمین در غلتید
شش دل شیر فروماند از کار
شش صدا شد خاموش
بانگ خون در دل ریشم برخاست
پر شدم از فریاد
هفتمین اختر صبح سیاه
دل من بود که بر خاک افتاد
دیدگاه ها (۷)

ای دریغا!چه گلی ریخت به خاکچه بهاری پژمردچه دلی رفت به بادچه...

گفتمش: ـ«شیرین ترین آواز چیست؟»چشم غمگینش به رویم خیره ماند،...

هوشَنگ-ابتهآج!...“گفتمش:ـ «شیرین‌ترین آواز چیست؟»چشم غمگینش ...

بی تو سی سال , نفس آمد و رفت ,این گرانجان پریشان پشیمان را ....

ای مرغ روح بر پر ازین دام پر بلاپرواز کن به ذروهٔ ایوان کبری...

شعری از مجموعه «مهر ایران» را با هم می‌خوانیم: درود می فرستی...

بهار غم انگیز بهار آمد ، گل و نسرین نیاورد  نسیمی بوی فروردی...

دیــــار کهن𓅃«هفت خان رستم»در روزگاری که کی‌کاووس، شاه ایران...

: باز این چه شورش است که در خلق عالم است  باز این چه شورش اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط