به بهانه ی صدایت می نویسم

به بهانه ی صدایت می نویسم
به هوای خواندنت

می خواهم باز با من
چند سطری همراه شوی
تا برایت بگویم

حال که دستت در دستِ من است،
حتی میانِ واژه ها

حال که تنها درونِ این نوشته با من همقدم شده ای

سلام ای آشنای تنهایی
ای رفیقِ جدایی،
سلام . . .

پاییز شده
صدای خش خشِ برگها همانندِ صدای خُرد شدنِ تکه های قلبِ من است زیرِ ثانیه های نبودنت !

باز هم گرفته است
هوا را نمی گویم،
صدایم را
که همراهت این شعر را می خوانَد . . .

امروز دلم را به دریا زدم و بعد از مدتها
دوباره برایت می نویسم

دلم تنگ شده
برای چشمانت
برای خواندنِ نوشته هایم
برای صدایت که باز بخوانی نوشته هایم را

بخوان تا برایت بنویسم . . .
می خواهم در نوشته هایم اسمِ خود را هم میانِ کلمات قرار دهم تا بارِ دیگر بر لبانِ تو بیاید،

من اسمم را با صدایت دوست دارم . . ‌.

۴۰۴/۱/۴
دیدگاه ها (۰)

رها❤ تو را دوست دارمآن قدر عمیق که دیگر بودنت فقط یک خواستن ...

عاشقانه های شبنم با مادر

📷💙عزیزِ جانم سلامصدای خسته‌ام را چون کبوتری سپید از عمق این ...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

#یا_علی جان... ❤️#نام تو که می‌آید، #دل آرام می‌گیرد؛#انگار ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_33فصل پانزدهم |...

پروانه جان

https://wisgoon.com/jounkookjk-vخیلی خیلی دوستت دارمممتو دقی...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

بعضی عشق‌ها شبیه لحظه‌ای کوتاه‌اند؛ می‌آیند، قلب را به تپش م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط